تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
است ؟ ( 3 - و امّا دلالتها . . . فى الصّورة الثّانية ) ج : مىفرمايد : اما دلالت جملهء شرطيّه مبنى بر اينكه ، شرط در آن تنها شرط و سبب و علّت تامّه براى تحقّق جزاء و تالى بوده به واسطهء اطلاق كلام و مقدّمات حكمت مىباشد . زيرا اگر در هر جملهء شرطيّه ، به غير از شرط ذكر شده ، شرط ديگرى كه بتواند جايگزين آن شود وجود داشت يا شرط ديگرى همراه و هم‌رديف آن وجود داشت كه هر دو با هم شرط براى جزاء بودند نياز بود كه اين معنا بيان شود . چرا كه بيان زائدى است كه بايد در صورت اوّل با كلمه « او » « 1 » و در صورت دوّم با كلمه « واو » « 2 » مشخّص مىشد . 491 - چگونه اطلاق « 3 » در جملهء شرطيّه دلالت بر انحصار شرط داشته و تنظير مصنّف در تمسّك به اطلاق چگونه است ؟ ( لانّ التّرتّب على . . . العينىّ و التّعيينىّ ) ج : مىفرمايد : ترتّب علّى و معلولى كه گفته شد به دليل وضع براى جمله شرطيّه ثابت است ، ظهور دارد در اينكه شرط ذكر شده در هر جملهء شرطيّه به عنوان شرط مستقلّى است كه جزاء متوقّف و معلّق بر اوست . بنابراين ، وقتى تعليق جزاء بر شرط ، مطلق آورده
هامش
( 1 ) - مثلا بگويد « إن جاءك زيد او احسن فاكرمه » در اينجا هركدام سبب تامّهء مستقلّ براى وجوب اكرام مىباشند . ( 2 ) - مثلا بگويد : « اذا خفى الجدران و خفى الاذان فقصّر » يعنى خفاى جدران و خفاى اذان هركدام جزء سبب براى قصر نماز مىباشد . ( 3 ) - تمسّك به اطلاق ، تقرير و بيان مختلفى دارد . الف : تمسك به اطلاق مجموع هيئت تركيبيّه كه مصنّف همين بيان را همانند مشهور « مطارح الانظار / 170 » و « الفصول الغرويّة / 147 » تقرير كرده‌اند . ب : تمسّك به اطلاق ادوات شرط . « هداية المسترشدين / 282 » ج : تمسّك به اطلاق خود شرط « الفصول الغرويّة / 147 و مطارح الانظار / 170 » .