تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
اولا : كلمهء « لا » در اين تركيبها براى نفى جنس بوده و بنا بر قواعد نحوى ، نياز به اسم و خبر دارد . ثانيا : خبر در اين جملات ، محذوف است « 1 » حتّى در تركيبى مثل « لا غيبة لفاسق » . چرا كه « لفاسق » ظرفى است مستقرّ كه متعلّق به خبر محذوف است . ثالثا : خبر محذوف در اين تركيبها اعمّ از اينكه كلمهء « موجود » يا « صحيح » يا « مفيد » يا « كامل » يا « نافع » و مانند اين‌ها باشد نياز به قرينه دارند . رابعا : تقدير هريك از اين موارد به عنوان خبر ، موجب مجازيّت در كلام و تركيبهاى ياد شده نخواهد شد . حال بايد گفت ؛ اعمّ از اينكه « لا » ى نفى جنس براى نفى ماهيّت و حقيقت بوده يا براى نفى صحّت و مانند آن باشد ، بايد خبرى را با قرينه برايش در تقدير گرفت . آرى ، اگر كلام ، مجرّد از قرينه باشد ، كلام مجمل خواهد شد . ولى ظاهرا در اكثر اين جملات و تركيبها ، قرينهء عامّه وجود دارد و قرينهء عامّه آن است كه خبر « لا » ى نفى جنس كه محذوف بوده ، عبارت از لفظ « موجود » و آنچه كه در معناى « موجود » مثل « متحقّق » و « ثابت » مىباشد ، « 2 » بنابراين ، كلام و تركيبهاى يادشده ، مجمل نخواهد بود . « 3 »
هامش
( 1 ) - خبر « لا » ى نفى جنس غالبا محذوف بوده و بايد خبرى را برايش در تقدير گرفت . ( 2 ) - زيرا هر ظرفى ، متعلّقى مىخواهد كه اين متعلّق يا از افعال خصوص است و يا از افعال عموم و هركدام يا مذكور در كلام بوده يا محذوف . حال ظرف مستقرّ ، ظرفى است كه متعلّقش از افعال عموم باشد و محذوف . افعال عموم نيز چنان كه به صورت منظوم آمده آن است : افعال عموم نزد ارباب عقول كون است و وجود است و ثبوت است و حصول . بنابراين ، قرينهء عامّه وجود دارد و آن در تقدير گرفتن افعال عموم « موجود ، كائن ، ثابت ، حاصل » مىباشد . ( 3 ) - مثلا « لا إله الّا اللّه » يعنى « لا إله موجود الّا اللّه » و « لا حول و لا قوة الا باللّه » يعنى « لا حول
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 654 | حسن سيد اشرفى