809 - مفهوم مبيّن به قرينهء مناسبت حكم و موضوع در جملات « لا اقرار لمن اقرّ بنفسه على الزّنا » ، « لا صلاة الّا بطهور » و « لا صلاة لحاقن » چيست ؟ ( و من نحو « لا جماعة فى نافلة » . . . لا تفسد صلاته . . . و هكذا )
ج : مىفرمايد : مفهوم از « لا اقرار الخ » آن است كه چنين اقرارى نافذ و معتبر نمىباشد و يا در « لا صلاة الّا بطهور » يعنى نماز مستحبى را به جماعت خواندن ، نماز صحيحى نيست البته بنا بر قول به وضع الفاظ عبادات براى اعمّ ، « 1 » چنان كه مفهوم مبيّن از « لا صلاة لحاقن » آن است كه نماز چنين فردى كه بولش را حبس كرده نماز كامل نيست بنا بر آنكه نماز فرد حاقن ، فاسد نباشد . « 2 »
810 - قرينهء مناسبت حكم و موضوع به عنوان قرينهء خاصّ در اين تركيبها آيا داراى ضابطهء معيّنى است ؟ ( و هذه القرينة . . . الى ذوق سليم )
ج : مىفرمايد : قرينهء مناسبت حكم و موضوع ، قرينهاى نيست كه تحت ضابطهء كلّى و معينى درآيد تا به عنوان يك ضابطهء كلّى ، مصاديق را برآن منطبق كرد . ولى قرينهاى است كه در اكثر اين جملات و تركيبات وجود داشته كه ادراك آن نياز به ذوق سليم دارد .
هامش
قرار داد ، تعيينكنندهء اين وصف ، مناسبتى است كه بين موضوع و حكم وجود دارد . مثلا در موضوعات غير شرعى مثل « لا علم بلا عمل » يعنى علم با فايده فقط با عمل است و يا در موضوعات شرعى مثل « لا غيبة لفاسق » يعنى غيبت فرد فاسق ، غيبتى كه حرام بوده نمىباشد .
( 1 ) - زيرا بنا بر قول به صحيح گفته شد ؛ نفى وجود حقيقت و ماهيّت ، ممكن بوده بلكه متعيّن است .
( 2 ) - بنا بر اينكه دليل شرعى خاصّ بر صحيح بودن نماز فرد حاقن وجود دارد .