اصوليين اختلاف بوده كه آيا اين كلمات ، كلماتى مجمل بوده يا مبيّن هستند . متعارف در علم اصول نيز چنين بوده كه اصوليّون بعضى مثالها را براى تقويت و تمرين ذهن يادآور مىشوند كه ما نيز به تبعيّت از آنان به ذكر بعضى از اين موارد مىپردازيم ، چرا كه خالى از فايده براى طلاب مبتدى نمىباشد .
800 - اوّلين مورد از موارد اختلاف در مجمل و مبيّن بودن كلام به تبع مجمل يا مبيّن بودن كلمات يا كلماتش كدام بوده و نظر اصوليّون چيست ؟ ( فمنها قوله تعالى . . . بل بالأنامل فقط )
ج : مىفرمايد : قول خداوند متعال در « آيه 38 از سوره مائده » بوده كه مىفرمايد : « السّارق و السّارقة فاقطعوا ايديهما » .
گروهى از اصوليون فرمودهاند : « 1 » آيهء يادشده از مجملات متشابه است . « 2 » گروهى اجمال آن را از ناحيهء كلمهء « قطع » مىدانند . زيرا مىگويند ؛ كلمهء قطع هم بر بريدن و جدا كردن چيزى از چيز ديگر اطلاق مىشود و هم بر زخمى كردن اعضاى بدن اطلاق مىشود . مثلا در مورد شخصى كه دستش را با چاقو زخمى كرده است مىگويند : « قطع يده » يعنى دستش را زخمى كرد ، و در مورد شخصى كه دستش را بريده نيز گفته مىشود : « قطع يده » يعنى دستش را بريد . و گروهى ديگر اجمال آيه را از ناحيهء لفظ « يد » مىدانند . « 3 » زيرا مىگويند ؛ كلمهء « يد » هم بر تمام دست يعنى از سر انگشتان تا انتهاى بازو اطلاق مىشود و هم بر كف دست و انگشتان اطلاق مىشود و بر اين مقدار تا مچ دست و يا تا آرنج نيز
هامش
( 1 ) - بعضى از حنفيّه بنا بر نقل « ارشاد الفحول / 170 » .
( 2 ) - بنابراين ، اينكه دست دزد را بايد قطع كرد ، معلوم نيست آيا بايد آن را زخمى كرد يا بريد و جدا كرد .
و اگر بايد زخمى كرد ، كدام قسمت و چه مقدار و اگر بايد بريد و جدا كرد از كدام قسمت ؟
( 3 ) - سيد مرتضى در « الذريعة 1 / 350 » .