جملهء « و الّذين معه » نيز بعضى از اصحاب مقصود بوده و نه همهء آنان . « 1 » پس آيه از اين جهت كه آيا همهء اصحاب مقصودند يا بعضى از آنها داراى اجمال مىباشد . « 2 »
797 - نمونهء ششم و نمونههاى ديگر از اجمال لفظ چگونه است ؟ ( و قد يكون الاجمال . . . و تعداده هنا ) :
ج : مىفرمايد : گاهى اجمال از اين جهت است كه متكلّم در مقام اهمال و اجمال است . « 3 » موارد ديگرى نيز وجود دارد كه فايدهء زيادى در شمردنشان در اين مبحث نيست .
798 - آيا مجمل و مبيّن بودن الفاظ از اوصاف ثابت و هميشگى بوده يا از امور نسبى مىباشند ؟ ( ثم اللّفظ . . . يوضح المقصود منه )
ج : مىفرمايد : از اوصاف نسبى و اضافى مىباشند . زيرا چهبسا لفظى در نزد شخصى مجمل بوده « 4 » ولى در نزد ديگرى مبيّن باشد . « 5 » و يا لفظى ممكن است فى نفسه و خودش مبيّن باشد و گاهى مبيّن بودنش به واسطهء كلام ديگرى بوده كه مقصود از آن را روشن مىكند .
هامش
( 1 ) - صدر آيهء شريفه « فتح / 29 » مىفرمايد : همهء افرادى كه با پيامبر ( ص ) هستند داراى صفت « اشدّاء على الكفّار » بوده و عادلند ولى ذيل آيه به قرينهء « منهم كه « من » بعضيّه بوده بيانگر آن است كه بعضى از افراد و اصحاب پيامبر مشمول مغفرت و اجر عظيم بوده و اين فراز از آيه مىتواند قرينه بر تقييد « و الّذين معه » باشد مبنى بر اينكه بعضى از آنها مقصود مىباشند .
( 2 ) - بيان اجمال و اهمال در پاورقىهاى قبلى گذشت .
( 3 ) - « كفاية الاصول 1 / 398 » .
( 4 ) - چون علم به وضع ندارد يا كلام محفوف به قرينهاى بر خلاف ظاهر است مثل وقوع امر به دنبال حظر يا عود ضمير به بعض افراد عامّ و يا استثناء به دنبال جملات متعدّده .
( 5 ) - زيرا علم به وضع داشته و كلام نيز به نظر او محفوف به قرينه يا صالح براى قرينه نيست .