و نيست مانند آن در ميان مردم مگر سلطنت داده شدهاى ، پدر و مادر او ، زندهاى ، پدر او شبيه باشد او را . « 1 »
796 - نمونهء پنجم از اجمال لفظ چگونه است ؟ ( و قد يكون الاجمال . . . مجملة من هذه الجهة )
ج : مىفرمايد : گاهى اجمال به واسطهء وجود لفظى است كه صلاحيّت دارد براى قرينه بودن براى ارادهء معنايى غير از معنايى كه از ظاهر كلام و ذو القرينه فهميده مىشود . مثلا در آيهء شريفه آمده است :
« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ »
محمد رسول خداوند است و كسانى كه با اويند بر كافران سختگير هستند . وصف در آيه يعنى « اشدّاء على الكفّار » بيانگر آن است كه همه اصحاب پيامبر افراد عادلى مىباشند ولى ذيل آيه مىفرمايد :
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً »
خداوند كسانى را كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادهاند بعضى از آنها را وعدهء مغفرت و اجر عظيم داده است . اين ذيل مىتواند و صالح است كه قرينه باشد بر اينكه از اين
هامش
( 1 ) - يعنى به هم ريختگى اجزاء كلام به ضرورت شعرى . مثلا اصل اين كلام چنين است :« و ما مثله حىّ يقاربه الّا * مملّكا ابو امّه ابوه ». كلمهء « حىّ » مستثنا منه و عبارت « يقاربه » صفت آن بوده و كلمهء « مملكا » مستثنى و كلمهء « ابو امّه » مبتدا و كلمهء « ابوه » خبر و اين جمله نيز صفت براى « مملّكا » مىباشد . ملاحظه مىشود كه به هم ريختگى عناصر تركيبى موجب اجمال و مشخص نشدن مرجع ضماير مىشود . معناى شعر فرزدق به نحو اصلاح شده كه در رابطه با ابراهيم بن هشام ( دايى هشام بن عبد الملك ) بوده ، چنين است : « نيست مثل او ( ابراهيم بن هشام ) زندهاى كه شبيه باشد ( آن زنده ) او ( ابراهيم ) را مگر سلطنت داده شدهاى ( خود هشام ) كه پدر مادر او ( هشام ) پدر وى ( ابراهيم ) مىباشد . يعنى هيچكس مثل ابراهيم بن هشام نيست مگر پسر خواهرش يعنى هشام ابن عبد الملك . حال اين معنا با معناى شعر به شكل به هم ريخته در متن مقايسه شود .