تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
مقصود و مراد متكلّم از آن فعل معلوم نباشد در وقتى كه مجمل ، فعل باشد . 788 - چرا مقصود از مجمل ، لفظ و فعل قرار داده شد ؟ ( و مرجع ذلك . . . لا ظاهر له ) ج : مىفرمايد : زيرا مجمل يا لفظى است كه ظهور در معناى مشخّصى ندارد يا فعلى است كه ظهور ندارد . « 1 » 789 - با توجّه به مقصود از مجمل و تعريفش ، معنا و مقصود از مبيّن چيست ؟ ( و عليه يكون . . . على وجه الظّنّ او اليقين ) ج : مىفرمايد : بنابراين ، مبيّن آن لفظ يا عملى است كه داراى ظاهر و ظهور بوده « 2 » و ظاهرش دلالت بر مقصود گويندهء آن يا فاعل آن بر وجه ظنّ يا يقين كرده و در نتيجه ، هم شامل ظاهر و هم شامل نصّ مىشود . 790 - با بيانى كه در مجمل آمده ، خلاصه‌گيرى از معنا و مقصود در مجمل چيست ؟ ( و من هذا البيان . . . يطلق على الفعل ) ج : مىفرمايد : مىفهميم اينكه مجمل اصطلاحا هم شامل لفظ و هم شامل فعل مىشود اگرچه گفته شده است ، مجمل در اصطلاح ، اختصاص به لفظ دارد . 791 - معناى مجمل بودن فعل در قالب مثال چگونه است ؟ ( و معنى كون الفعل . . . فيستكشف منه مشروعيّته ) ج : مىفرمايد : معناى مجمل بودن فعل آن است كه جهت عمل مشخّص نباشد . « 3 » نظير وضوء گرفتن امام در حضور كسى كه امام از او تقيّه مىكند يا احتمال دارد از او تقيّه كرده
هامش
( 1 ) - « كفاية الاصول 1 / 397 » كه اين ظهور ، ظهور عرفى و متفاهم عرفى باشد . البته ظاهر كلام كفايه در خصوص الفاظ مىباشد . ( 2 ) - « كفاية الاصول 1 / 397 » . ( 3 ) - « الفصول الغرويّة / 224 » و « مطارح الانظار / 235 » .