لان يكون قرينة . . . بعضهم لا جميعهم : ضمير در « يكون » به « ذيل الآية » و ضمير در « بعضهم » و « جميعهم » به اصحاب پيامبر برمىگردد .
ممّا لا فائدة كبيرة فى احصائه و تعداده هنا : ضمير در « احصائه » و « تعداده » به ماء موصوله در « ممّا » به معناى موارد برگشته و مشاراليه « هنا » مبحث مجمل و مبيّن مىباشد .
قد يكون مجملا الخ : ضمير در « يكون » به لفظ برمىگردد .
ثمّ المبيّن قد يكون فى نفسه مبيّنا : ضمير در « يكون » و « نفسه » به مبيّن برمىگردد .
يوضح المقصود منه : ضمير در « يوضح » به « كلام آخر » و ضمير در « منه » به مبيّن برگشته و اين جمله ، صفت براى « كلام آخر » مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
786 - معنا و تعريف مجمل و مبيّن در اصطلاح چه بوده و نظر علما نسبت به اين تعريف چيست ؟ ( 1 - معنى المجمل و المبين . . . لا طائل فى ذكرها )
ج : مىفرمايد : علماء ، مجمل و مبيّن را در اصطلاح ، چنين تعريف كردهاند : « آن چيزى كه دلالتش روشن نباشد » . « 1 » بر اين تعريف به وجوه مختلفى اشكال شده كه فايدهاى در ذكر اين وجوه اشكال نيست .
787 - نظر مصنّف نسبت به مقصود از مجمل و مبيّن چيست ؟ ( و المقصود من المجمل . . . اذا كان فعلا )
ج : مىفرمايد : در هر حال ، مقصود از مجمل ، عبارت از لفظى است كه مقصود و مراد متكلّم از آن لفظ معلوم نباشد در وقتى كه مجمل ، لفظ باشد ، و عبارت از فعلى است كه
هامش
( 1 ) - « قوانين الاصول 1 / 332 » ، « الفصول الغروية / 223 » و « معالم الدّين / 170 » .