مثبت هستند مثل « اعتق رقبة » و « اعتق رقبة مؤمنة » گفته شد كه ظهور مقيّد در اين است كه امر در آن ، ظهور در وجوب تعيينى دارد « 1 » بنابراين ، 1 - يا بايد اين امر را حمل بر استحباب كرد « 2 » و گفت ؛ عتق رقبهء مؤمنه مأمور به است به اعتبار اينكه رقبهء مؤمنه ، افضل افراد واجب در مطلق يعنى « اعتق رقبة » مىباشد . « 3 »
1 - مقيّد را حمل بر وجوب تخييرى كرد . يعنى مأمور به ، عبارت از عتق رقبهء مؤمنه است ولى به اعتبار اينكه اين هم از افراد واجب يعنى « عتق رقبه » مىباشد و نه به جهت خصوصيّت در آن حتّى خصوصيّت افضليّت و فرد افضل بودن . « 4 »
784 - با توجه به دو صورت از تصرّف در مقام اوّل يعنى مطلق ، بدلى بوده و حكم در مطلق و مقيّد نيز يكى بوده ، كدام تصرّف مقدم است ؟ ( و هذان التّصرّفان . . . كاشفا عنها )
ج : مىفرمايد : اگرچه هر دو تصرّف ممكن است ولى ظهور مقيّد در وجوب تعيينى مقدّم
هامش
( 1 ) - چنان كه در پاورقىهاى قبلى گذشت كه در اين صورت موجب تكاذب در كلام مىشود . چرا كه مقيّد مىگويد : غير از رقبهء مؤمنه نبايد آزاد كرد ولى مطلق مىگويد هر رقبهاى حتّى كافره را مىتوان آزاد كرد . از آنجا كه رفع يد از هر دو دليل ، جايز نمىباشد ، بنابراين ، بايد در يكى از دو دليل تصرّف كرد .
چنان كه نظر معروف و مشهور در « مطارح الانظار / 218 » و محقّق صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 393 ، و لعلّ وجه التّقييد الخ » تصرّف اوّلى مىباشد .
( 2 ) - يعنى امر در كلام مقيّد را استحبابى دانست ، كه در اين صورت ، تنافى بين دو دليل چنان كه در پرسش و پاسخهاى قبلى و پاورقى آن گذشت ؛ در صورتى كه تكليف در مطلق مقيّد مختلف باشد ، موجب تنافى نخواهد بود .
( 3 ) - عتق رقبهء مؤمنه از افراد وجوب عتق رقبه بوده ولى به عنوان فرد افضل .
( 4 ) - يعنى مقيّد در مقام بيان يكى از افراد مطلق مىباشد . بنابراين ، عتق مطلق رقبه ، مطلوب مولى بود ، و مكلّف مخيّر بين عتق رقبهء كافره و مؤمنه بوده و عتق رقبهء مؤمنه افضل و بالاتر از عتق رقبهء كافره نخواهد بود . « قوانين الاصول 1 / 325 » .