تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
انّه لا مفهوم للوصف و عليه : ضمير در « انّه » به معناى شان بوده و ضمير در « عليه » به مفهوم نداشتن وصف برمىگردد . لنرفع بها عن الخ : به نظر مىرسد كلمهء « اليد » افتاده باشد و يا مصنّف به قرينهء مقام آن را نياورده است . يعنى بايد چنين باشد « لنرفع بها اليد الخ » ضمير در « بها » به منافات برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

782 - صورت دوّم از تنافى بين مطلق و مقيّد و نوع تصرّف در آنها چگونه است ؟ ( الثانى ان يكونا . . . ان يكون شموليا ) ج : مىفرمايد : صورت دوّم از تنافى در جايى است كه مطلق و مقيّد از جهت نوع حكم يعنى ايجاب و سلب يكى هستند . اين صورت خودش داراى دو مقام و دو قسم مىباشد . الف : اطلاق در مطلق به نحو بدلى باشد . ب : اطلاق در مطلق به نحو شمولى باشد بايد هركدام را جداگانه بررسى كرده و نحوهء تصرّف را بيان كرد . « 1 » 783 - در مقام اوّل از صورت دوّم « 2 » يعنى وقتى كه مطلق و مقيّد از جهت حكم يكى بوده و اطلاق در مطلق نيز به نحو بدلى باشد چه تصرّفى بايد كرد ؟ ( فان كان الاطلاق بدليّا . . . حتّى خصوصيّة الافضليّة ) ج : مىفرمايد : امر در اين مقام بين دو تصرّف داير است : 1 - در ظاهر مطلق تصرّف شود به واسطهء مقيّد و مطلق را تقييد زده و حمل بر مقيّد كرد . 2 - ظاهر مطلق را حفظ كرده و در ظاهر مقيّد تصرف كنيم . معروف آن است كه تصرّف اوّلى سزاوارتر است . زيرا در اين صورت كه هر دو از جهت حكم
هامش
( 1 ) - يعنى صورتهاى ج و د از چهار صورتى كه در پاورقى قبلى گذشت . ( 2 ) - يعنى صورت ج از چهار صورتى كه در پاورقى قبلى گذشت .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 617 | حسن سيد اشرفى