لازم باشد يكى از دو تصرّف انجام شود . زيرا وجوب زكات در غنم سائمه كه مقتضاى جمله دوّم يعنى مقيّد بوده ، منافاتى با وجوب زكات در غنم غير سائمه ندارد . « 1 » مگر در يك صورت و آنوقتى است كه قائل به مفهوم داشتن وصف شويم . « 2 » حال آنكه قبلا گذشت ؛ وصف ، مفهوم ندارد . « 3 » بنابراين ، با توجه به قول به مفهوم نداشتن وصف ، منافاتى بين مطلق و مقيّد در اين صورت وجود ندارد تا ناگزير به تصرف در يكى از آن دو كه دست برداشتن از اطلاق مطلق بوده شويم .
هامش
( 1 ) - يعنى زكات در همهء غنمها و از جمله غنم سائمه واجب است .
( 2 ) - زيرا وصف اگر مفهوم داشته باشد معنايش اين است كه علّت منحصره براى وجوب زكات عبارت از سائمه بودن مىباشد ، در نتيجه مفهومش آن است كه غير سائمه بودن ، زكات ندارد ، بنابراين ، مفهوم مقيّد با منطوق مطلق كه زكات را در غير سائمه نيز واجب مىداند ، تنافى و تعارض پيدا مىكند .
( 3 ) - يعنى گذشت ؛ وصف دلالت بر عليّت منحصره بودن براى حكم نمىباشد .