تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
به قرينه خارجيه بدانيم امر در مقيّد براى استحباب است يا صراحتا در مقيّد گفته شود : « يستحبّ شرب اللّبن الحلو » . « 1 » ج : تعدّد مطلوب براى مولى باشد . به عبارت ديگر ، مطلوب مولى از مطلق غير از مطلوب او از مقيّد باشد . مثل آنكه مولى در مثال گذشته مطلوبش آن است كه ابتدا شيرى نوشيده شود و سپس به دنبالش شير شيرين در مرحلهء دوّم نوشيده شود . « 2 » 780 - با توجه به معناى تنافى ، در مطلق و مقيّد متنافى بايد چه كرد و چه بحثى در اينجا سزاوار است كه مطرح شود ؟ ( اذا فهمت ما سقناه . . . ان يكونا متّفقين ) ج : مىفرمايد : بعد از روشن شدن معناى تنافى ، بايد گفت ؛ وقتى در لسان شارع ، مطلق و مقيّدى وارد مىشود كه متنافى هستند اعمّ از اينكه يكى از آنها مقدّم بر ديگرى يا متأخّر از ديگرى باشد و يا ورود متأخّر ، بعد از وقت عمل به متقدّم يا قبل از عمل به آن باشد درهرصورت بايد بين اين دو را جمع كرد . « 3 » جمع بين اين دو نيز به دو صورت است : الف : مطلق را حمل بر مقيّد كرد . « 4 » ب : در مقيّد به‌گونه‌اى تصرّف كرد كه منافات با اطلاق
هامش
( 1 ) - زيرا حكم وجوب در مطلق بر روى اصل شرب لبن رفته و نه لبن خاصّى . بنابراين ، منافاتى يا نوشيدن لبن شيرين ندارد . چرا كه نوشيدن شير شيرين از مصاديق نوشيدن شير خواهد بود . در نتيجه اگر به عنوان استحباب ، شير شيرين نوشيده شود ، واجب نيز اتيان شده است . ( 2 ) - يا از قرينهء خارجيّه بدانيم كه در « اعتق رقبة » و « اعتق رقبة مؤمنة » مطلوب مولى آن است كه ابتدا بنده‌اى با هر خصوصيّتى آزاد شود و در مرتبهء بعدى فقط بندهء مؤمن آزاد شود . ( 3 ) - زيرا طرح هر دو دليل ممكن نيست . به جهت اينكه تكاذبشان ، تكاذب كلّى نمىباشد . بنابراين ، بايد بينشان جمع عرفى و دلالتى كرد . ( 4 ) - يعنى مقيّد را حمل بر استحباب و فرد افضل كرد . بنابراين ، گفته مىشود آنچه كه واجب است