نمىكنند بلكه صاحبش ، علف خريدارى كرده و به آن مىدهد . يا براى استفاده از مرتع ، پول پرداخت مىكند .
شرح ( پرسش و پاسخ )
777 - معناى تنافى بين مطلق و مقيّد چيست ؟ ( المسألة السّادسة . . . حسب اطلاقه )
ج : مىفرمايد : معناى تنافى « 1 » بين مطلق و مقيّد آن است كه تكليف در مطلق با تكليف در مقيّد با فرض نگهداشتن ظهور هر دو ، قابل جمع نمىباشند . « 2 » به عبارت ديگر ، ظهور هركدام تكذيب مىكند ظهور ديگرى را . مثلا طبيب مىفرمايد : « شير بنوش » سپس مىگويد : « شير شيرين بنوش » كلام دوّمى يعنى كلامى كه مقيّد است ، ظهور در تعيين يعنى وجوب تعيينى نوشيدن شير شيرين دارد ولى كلام اوّلى يعنى كلامى كه مطلق بوده ، ظهور در جايز بودن نوشيدن شير غير شيرين دارد به لحاظ اطلاق كلام . « 3 »
778 - اين معنا از تنافى به عبارت ديگر قابل جمع نبودن تكليف در مطلق با تكليف در مقيّد در چه صورتى مىباشد ؟ ( و انما يتحقّق التّنافى . . . كالمثال المتقدّم )
ج : مىفرمايد : تحقق « 4 » تنافى بين مطلق و مقيّد در موردى است كه تكليف در هر دو
هامش
( 1 ) - يعنى در مقام تصوّر و ثبوت .
( 2 ) - يعنى امتثال مطلوب مولى در مطلق با امتثال آن در مقيّد براى عبد و مكلّف قابل جمع نمىباشد اگر ظهور هر دو را حفظ كند .
( 3 ) - در بحث تقسيم واجب گفته شد ؛ اطلاق صيغهء امر ظهور در وجوب تعيينى دارد و نه تخييرى .
بنابراين ، ظهور « اعتق رقبة مؤمنة » يا « اشرب لبنا حلوا » آن است كه مكلّف بايد معيّنا رقبهء مؤمن را آزاد كند و يا شير شيرين بنوشد و مخيّر نيست كه هر رقبهاى را آزاد كند و يا هر شيرى را بنوشد . از طرفى « اعتق رقبة » و « اشرب لبنا » نيز ظهور در اطلاق دارد و هر بندهاى از جمله كافره را مىتواند آزاد كرد و هر شيرى از جمله شير غير شيرين را نوشيد . بنابراين ، ظهور مقيّد تكذيب مىكند ظهور مطلق را .
( 4 ) - يعنى در مقام اثبات و تحقّق عملى .