اخذ است ؟ پس مىگوييم : اين ( تصرّف ) مختلف مىباشد ( تصرّف ) به اختلاف صورتهاى در اين دو ( مطلق و مقيّد ) ، پس همانا مطلق و مقيّد يا اينكه مىباشند ( مطلق و مقيّد ) مختلف در اثبات و نفى ، و يا اينكه مىباشند ( مطلق و مقيّد ) متّفق .
اوّل : اينكه باشند ( مطلق و مقيّد ) مختلف
، پس شكّى نيست در اين هنگام ( مطلق و مقيّد ، مختلف باشند ) در حمل كردن مطلق بر مقيّد ، زيرا همانا مقيّد مىباشد ( مقيّد ) قرينه بر مطلق ، پس وقتى بگويد ( طبيب ) : « بنوش شير » سپس بگويد ( طبيب ) : « ننوش شير ترش » ، پس همانا فهميده مىشود از اين ( مقيّد ) اينكه همانا نامطلوب ، آن ( مطلوب ) نوشيدن شير غير ترش است . و اين ( حمل مطلق بر مقيّد وقتى كه مختلف هستند ) فرقى ندارد در آن ( حمل مطلق بر مقيّد ) بين اينكه باشد اطلاق مطلق ، بدلى ، مانند قول او ( قائل ) : « اعتق رقبة » و بين اينكه باشد ( اطلاق مطلق ) شمولى مثل قول معصوم : « فى الغنم زكات » كه مقيّد شده به قولش ( معصوم ) : « ليس فى الغنم المعلوفة زكات » .
نكات دستورى و توضيح واژگان
لا يجتمع . . . على ظهورهما معا : ضمير در « لا يجتمع » به تكليف در مطلق و ضمير در « ظهورهما » به مطلق و مقيّد برگشته و مقصود از « معا » يعنى ظهور هر دو را حفظ كرد .
اى انّهما يتكاذبان ظهورهما : ضمير در « انّهما » و « يتكاذبان » و « ظهورهما » به مطلق و مقيّد برگشته و « يتكاذبان » يعنى همديگر را تكذيب مىكنند .
مثل قول الطبيب : يعنى « هذا مثل الخ » .
ثمّ يقول : ضمير در « يقول » به طبيب برمىگردد .
و ظاهر الثّانى . . . منه . . . و ظاهر الاوّل . . . اطلاقه : مقصود از « الثّانى » كلام مقيّد يعنى « اشرب لبنا حلوا » و مقصود از « الاوّل » كلام مطلق يعنى « اشرب لبنا » بوده و ضمير در