تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
ناشى از ظهور لفظ در معناى مقيّد باشد . يعنى خود لفظ در اثر كثرت استعمالش در معناى مقيّد و شيوع ارادهء مقيّد از آن ، منصرف به مقيّد داشته باشد . « 1 » شكّى نيست چنين ظهورى ، لفظ را به منزلهء مقيّد به تقييد لفظى قرار مىدهد . « 2 » بنابراين ، ظهورى براى كلام در اطلاق منعقد نمىشود تا به اصالة الاطلاقى كه مرجعش در حقيقت ، اصالة الظهور بوده تمسّك كرد . « 3 » 771 - نوع ديگر انصراف به نظر مصنّف چيست ؟ « 4 » ( و اما اذا كان . . . ماء دجلة او الفرات ) ج : مىفرمايد : نوع ديگر آن است كه انصراف ، ناشى از لفظ نباشد بلكه ناشى از سبب خارج از لفظ باشد . مثل غلبه وجودى فردى كه لفظ منصرف به اوست يا متعارف بودن ممارست خارجى با آن فرد به‌گونه‌اى كه اين فرد ، مأنوس به ذهن است بدون آنكه خود لفظ تاثيرى در اين انصراف داشته باشد . مثل انصراف لفظ « ماء » در كشور عراق به آب دجله و فرات .
هامش
( 1 ) - يعنى لفظ به وضع تعيّنى در معناى مقيّد وضع و منصرف اليه شده و متبادر در آن معنا مىباشد . ( 2 ) - مثلا در آيه شريفه اگر انصرافش به لحاظ وضع تعيّنى باشد گويا خداوند از اوّل چنين فرموده است : « و امسحوا بوجوهكم و ايديكم مع باطن ايديكم . . . و امسحوا برءوسكم و ارجلكم مع باطن ايديكم » . ( 3 ) - بلكه ظهورش در مقيّد است . ( 4 ) - صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 388 » كثرت استعمال موجب انصراف لفظ را به سه نوع مىداند : الف : ظهور در معناى جديد به نحو وضع تعيّنى پيدا مىكند ب : مشترك لفظى مىشود بين معناى لغوى و معناى مستعمل فيه ج : منقول به معناى مستعمل فيه مىشود . گاهى منشأ انصراف را تيقّن فردى در مقام تخاطب مىداند و گاهى منشأ انصراف را بدوى دانسته كه در نتيجه ، پنج نوع انصراف به لحاظ منشأ وجود دارد : 1 - انصراف ظهورى 2 - انصراف اشتراك لفظى 3 - انصراف نقلى 4 - انصراف تيقّنى 5 - انصراف بدوى . تنها انصراف بدوى است كه مانع از تمسّك به اطلاق نمىباشد .