معناى دانش چيزى را فراوان آموختن مىباشد .
و هو باب يكثر الابتلاء به له . . . من ادلّتها : ضمير « هو » به انصراف و ضمير در « به » و « له » به باب يعنى باب انصراف و ضمير در « ادلّتها » به احكام برمىگردد .
فى الآيتين ينصرف الخ : منظور از « الآيتين » آيهء وضوء و تيمّم بوده و ضمير در « ينصرف » به مسح برمىگردد .
لا شكّ فيه : ضمير در « فيه » به « كون هذا الانصراف الخ » برمىگردد .
و ينصرف ايضا : ضمير در « ينصرف » به مسح برگشته و مقصود از « ايضا » همچون انصراف به دست مىباشد .
فانّه غير بعيد انّه ناشئ . . . لسهولته و لانّه : ضمير در « فانّه » به معناى شأن بوده و ضمير در « انّه » به انصراف به باطن دست و ضمير در « لسهولته » و « لانّه » به مسح با باطن دست برمىگردد .
فى مسحه و ليس له الخ : ضمير در « مسحه » به انسان و ضمير در « له » به انصراف به باطن دست برمىگردد .
و لذا . . . افتوا . . . بباطنها : مشاراليه « ذا » شكّ در مستند بودن اين انصراف به لفظ و ضمير در « افتوا » به جملهاى از فقهاء و ضمير در « بباطنها » به دست برمىگردد .
و امّا عدم تجويز هم . . . فلعلّه للاحتياط : عبارت « و امّا الخ » جواب سؤال مقدر است « اگر فقهاء به اطلاق آيه تمسّك كردهاند چرا فتوا ندادهاند كه در حال اختيار نيز مسح با پشت دست جايز است ؟ » ضمير در « تجويزهم » به فقهاء و ضمير در « فلعلّه » به « عدم تجويز » برمىگردد .
هو القدر المتيقّن : ضمير « هو » به مسح با باطن برمىگردد .
هو الاحتياط الخ : ضمير « هو » به طريق نجات برمىگردد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 596
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٥٩٦