تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
عبارت ديگر ، ظهور يادشده ، ظهور بدوى مىباشد ( چنان كه در تخصيص عامّ با خاصّ منفصل گفته شد ) و براى اين اطلاق ، دلالت تصديقيّه‌اى كه كاشف از مراد متكلّم در اطلاق بوده نخواهد بود . بلكه دلالت تصديقيّه در اين كلام بر اين است كه مولى در واقع ، تقييد را اراده كرده است . « 1 » 750 - مقدّمهء سوّم از مقدّمات حكمت چه بوده و بيانش چيست ؟ ( الثّالثة ان يكون . . . للكلام ظهور فى الاطلاق ) ج : مىفرمايد : آن است كه متكلّم در مقام بيان باشد . بنابراين ، اگر متكلّم در مقام بيان نباشد « 2 » بلكه تنها در مقام تشريع حكم بوده يا در مقام اهمال گويى باشد اعمّ از اينكه در مقام اهمال باشد رأسا يا در صدد بيان حكم ديگرى بوده كه آن‌وقت از جهت اطلاق ، اهمال خواهد داشت ، بايد گفت : در همهء اين موارد ظهورى براى كلام در اطلاق منعقد نمىشود . 751 - توضيح در مقام بيان نبودن متكلّم در وقتى كه در مقام تشريع بوده چيست ؟ ( اما فى مقام التّشريع . . . بيان جميع مراده ) ج : مىفرمايد : امّا مقام تشريع كه متكلّم در اين مقام فقط در صدد بيان حكم و تشريع آن
هامش
( 1 ) - به بيان ديگر ، ارادهء جدّى مولى به مطلق تعلّق نگرفته بلكه ارادهء استعمالىاش تعلّق به مطلق گرفته است . و آنچه كه حجّت بوده و قابل اخذ مىباشد عبارت از ارادهء جدّى مولى بوده كه قرينهء منفصله كاشف از آن مىباشد . ( 2 ) - در مقام بيان نبودن به دو صورت است : الف : در مقام اجمال باشد : در جايى است كه مانعى براى بيان قيد نيست ولى غرض مولى آن است كه فعلا در مقام بيان اصل حكم و تشريع آن مىباشد . ب : در مقام اهمال باشد : در جايى است كه مانعى براى بيان قيد وجود دارد مثل وقتى كه مولى در مقام تقيّه باشد . اهمال نيز بر دو قسم است كه بيانش خواهد آمد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 566 | حسن سيد اشرفى