المعنى الخ » و ضمير در « له » به وضع برگشته و كلمهء « تصحيحا » تمييز مىباشد .
و عليه : ضمير در « عليه » به اعتبار لا به شرط قسمى در موضوع له ، مصحّح براى وضع بوده و نه قيد براى موضوع له برمىگردد .
اذا كان له الخ : ضمير در « له » به معنا يا موضوع له برمىگردد .
لانّه ليس الموضوع له هو المعتبر الخ : ضمير در « لانّه » به معناى شأن بوده و كلمهء « الموضوع له » اسم براى « ليس » و ضمير « هو » ضمير فصل و به اين اسم برگشته و كلمه « المعتبر » خبر براى « ليس » مىباشد .
بل ذات المعتبر : كلمه « ذات » عطف به « المعتبر » بوده و اضافه به بعدش شده است .
كما انّ استعماله فى المقيّد لا يكون : ضمير در « استعماله » به معناى موضوع له و ضمير « يكون » به « استعماله فى المقيّد » برمىگردد .
لما تقدّم انّه الخ : ضمير در « تقدّم » به ماء موصوله برگشته و ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد .
الّتى منها اعتباره به شرط شىء و هو المقيّد : ضمير در « منها » به اعتبارات سهگانه و ضمير در « اعتباره » به معنا و ضمير « هو » به اعتبار معنا به نحو به شرط شىء برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
740 - مصنّف مىفرمايد ، از دو مقدّمهء گذشته حال تعبيرات يا اقوال چهارگانه در رابطه با موضوع له اسماء اجناس روشن مىشود ، زيرا سه موضوع از اين دو مقدّمه دانسته مىشود ، موضوع اوّل چه بوده و نتيجهء آن چيست ؟ ( و يتّضح حال هذه التعبيرات . . . بطلان القول الثّالث )
ج : مىفرمايد : موضوع و امر اوّلى كه از دو مقدّمهء گذشته دانسته مىشود ، آن است كه