واقع بر خلاف اين معنا مىباشد . « 1 »
735 - آيا اشكال يادشده بر مختار و قول ما در وضع اسماء اجناس نيز وارد خواهد شد ، چرا ؟ ( و لكن نحن . . . كما سبق )
ج : مىفرمايد : ما گفتيم : ايراد يادشده وارد و متوجه است وقتى كه اعتبار اطلاق را قيد براى موضوع له قرار داد ولى اگر اعتبار را مصحّح براى وضع قرار داد . مستلزم اين ايراد نخواهد بود چنان كه گذشت . « 2 »
736 - نظر متأخّرين در موضوع له اسماء اجناس چه بوده و آيا بيان همه آنان به يك نحو مىباشد ؟ ( هذا قول القدماء . . . و اختلفوا فيها على اقوال )
ج : مىفرمايد : آنچه كه تا اينجا گفته شد ، با قول قدماء بود . ولى متأخّرين كه از سلطان العلماء شروع مىشود اتّفاق نظر دارند كه موضوع له اسماء اجناس عبارت از ذات معنا و ماهيّت بوده و نه معنا و ماهيّت مطلق تا آنكه استعمال لفظ مطلق يعنى اسماء اجناس در مقيّد مجاز نباشد . « 3 » البتّه اين قول در همين اندازه از بيان ، روشن است ولى اساتيد ما وقتى خواستهاند اين مطلب را با عبارت فنّى و اصطلاحى بيان كنند ، اختلاف در
هامش
استعمالى آن را از اين قيد ذهنى تجريد كرد و سپس استعمال نمود . و چنين استعمالى نيز مجاز است . زيرا استعمال لفظ در جزء معنا بوده و در نتيجه ، همهء قضاياى حقيقيّه يا خارجيّه از موضوع يا محمول مجازى تشكيل خواهد شد .
( 1 ) - يعنى اولا : چنين تجريدى صورت نمىگيرد . ثانيا : چنين استعمالى نيز مجازى نمىباشد . مثلا وقتى گفته شود : « الصلاة واجبة » نه در استعمال لفظ « صلاة » تجريدى صورت مىگيرد و نه استعمالش در ذات ماهيّت به نحو مجازى مىباشد .
( 2 ) - بيان مصحّح بودن اعتبارات ماهيّت در پرسش و پاسخهاى مربوط به اعتبارات ماهيّت گذشت .
( 3 ) - بيان و انگيزهء متأخّرين است براى آنكه موضوع له اسماء اجناس را ذات معنا و ماهيّت قرار دادهاند نه ماهيّت مطلقه با هريك از دو تصوير آن .