تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
مقيّد نبوده آن است كه اگر موضوع عبارت از ماهيّت مقيّده به يكى از سه اعتبار باشد لازم مىآيد در هر سه قسم ، ماهيّت را به شرط شىء لحاظ كرده و ماهيّت را به شرط لحاظ و اعتبار موضوع قرار داد . « 1 » يعنى ماهيّت به لحاظ به شرط شىء ، ماهيّت به لحاظ به شرط لا و ماهيّت به لحاظ لا به شرطى . « 2 » و حال آنكه اين باطل است . بنابراين ، در هريك از اين اعتبارات ، موضوع عبارت از خود ماهيّت مىباشد و نه ماهيّت مقيّده . 728 - اگر موضوع عبارت از خود ماهيّت بوده و نه ماهيّت مقيّده ، پس چه نقشى و اثرى براى اعتبارات يادشده خواهد بود ؟ ( نعم ، هذه الاعتبارات هى . . . ايضا اعتبار ذهنى ) ج : اين اعتبارات فقط مصحّح براى موضوع قرار گرفتن ماهيّت است به وجهى كه واقع حكم اقتضاى آن را دارد . نه آنكه اين اعتبارات به عنوان قيد در موضوع ، اخذ شده باشد تا همهء اين قضايا ، قضاياى ذهنى شوند . زيرا اگر موضوع عبارت از ماهيّت مقيّده باشد آن‌وقت حكم كردن به ذاتيّات نيز قضيّهء ذهنى مىشود . چرا كه لحاظ و اعتبار ماهيّت با قطع
هامش
رطوبت . ولى شروط يادشده قيّد براى ماهيّت آتش در سوزاندن نبوده بلكه سوزاندن از آن ذات ماهيّت يعنى آتش است نه آتش مقيّد به مماس بودن و رطوبت نداشتن . در اينجا نيز موضوع عبارت از ذات ماهيّت مثلا مجتهد ، مؤمن ، نماز است نه مجتهد مشروط به شرط عدالت يا مؤمن لا به شرط و يا نماز به شرط عدم قهقهه . ( 1 ) - يعنى وقتى لحاظ و تصوّر امر خارجى را قيد براى موضوع قرار دهيم آن‌وقت موضوع در هر سه اعتبار عبارت از ماهيّت به شرط لحاظ و تصوّر با امر خارجى مىشود . يعنى ماهيّت به شرط وجود لحاظ و تصوّرش با امر خارج . ( 2 ) - يعنى تفاوت در متعلّق شرط وجود لحاظ است . يعنى ماهيّت به شرط وجود لحاظ كه ملحوظ اين لحاظ يا وجود امر خارجى يا عدم امر خارجى و يا لا به شرطى نسبت به امر خارجى مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 526 | حسن سيد اشرفى