727 - توضيح اينكه موضوع در اعتبارات سهگانهء ماهيّت عبارت از ماهيّت اعتبار شده بوده ولى نه به قيد اعتبار چه بوده و دليل آن چيست ؟ ( بمعنى انّ الموضوع . . . به شرط اللّحاظ و الاعتبار )
ج : مىفرمايد : يعنى موضوع در ماهيّت « به شرط شىء » عبارت از ماهيّت مقترن به اين قيد و امر خارجى است و نه ماهيّت مقترن به لحاظ و اعتبار اين قيد و امر خارجى ، و يا موضوع در ماهيّت « به شرط لا » عبارت از ماهيّت مقترن به نبودن اين قيد و امر خارجى است و نه ماهيّت مقترن به لحاظ نبودن اين امر خارجى ، چنان كه موضوع در ماهيّت « لا به شرط » نيز عبارت از ماهيّتى است كه وجود و عدم وجود امر خارجى با آن لحاظ نشده است . نه آنكه موضوع عبارت از ماهيّت با ملاحظهء عدم اين امر خارجى و عدم لحاظ نبودن اين امر خارجى باشد . « 1 » دليل اينكه موضوع در هريك از سه اعتبار ياد شده عبارت از ماهيّت
هامش
الف : به شرط شىء : مثل مجتهد به شرط عادل بودن موضوع حكم قرار گيرد ب : به شرط لا :
مثل نماز به شرط عدم قهقهه موضوع براى وجوب باشد . ج : لا به شرط باشد : مثل مؤمن نه به شرط عادل بودن يا فاسق بودن ، موضوع براى جواز سلام باشد . حال در هريك از اين سه حالت نيز سه صورت احتمال دارد :
الف : موضوع عبارت از مجموع مركّب از مقيّد و قيد يعنى ماهيّت و امر خارجى و به عبارت ديگر مركّب از مجتهد به شرط عدالت موضوع حكم باشد . به بيان ديگر ، امور خارجى مثلا عدالت ، قيد موضوع له باشد . ب : موضوع عبارت از خود امر خارجى و همان قيد و اعتبار يعنى اعتبار عدالت يا اعتبار عدم قهقهه و يا اعتبار لا به شرطى عدالت و فسق باشد و ماهيّت اصلا دخالتى در موضوعيّت موضوع نداشته باشد ج : موضوع عبارت از خود ماهيّت يعنى مجتهد ، مؤمن و نماز بوده و اعتبارات سهگانه يعنى « شرط شىء » ، « شرط لا » و « لا به شرط » بودن نه قيد موضوع بوده و نه خودشان موضوع باشند .
( 1 ) - مثل هر علّتى كه تاثيرش در معلول ، مشروط به وجود مقتضى و فقد مانع است . مثلا گفته مىشود : « آتش سوزانده است به شرط وجود مقتضى يعنى مماس بودن با شىء و فقد مانع مثلا نبودن