تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
ماء موصوله مىباشد . و ذاته لا بما هو معتبر : ضمير در « ذاته » به « المعتبر » و ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى تصوّر برمىگردد .

شرح ( پاسخ و پرسش )

725 - اشكال بر اعتبارات ماهيّت بنا بر وجه دوّم كه ماهيّت را با امر خارج از ذات مقايسه كرده و سه حالت داشته چيست ؟ ( و لكن قد يستشكل . . . يمتنع ايجاده فى خارج ) ج : مىفرمايد : به اعتبار كردن ماهيّت به عنوان موضوع به ملاحظهء يكى از اعتبارات سه‌گانه و حكم كردن برآن دو اشكال شده است : « 1 » الف : ماهيّت مقيّد به يكى از قيود يعنى « لا به شرط » ، « به شرط شىء » و « به شرط لا » اگر موضوع قرار گيرد آن‌وقت يك وجود ذهنى شده كه ظرف تحقّق آن ذهن بوده و تحقّق خارجى نخواهد داشت . بنابراين ، تمام قضايايى كه محمولشان از عوارض خارجيّه بوده ، قضاياى ذهنيّه خواهند شد ، و نه قضاياى خارجيّه و حقيقيّه ، و قضاياى خارجيّه منحصر به قضايايى مىشود كه حمل ذاتيّات بر ذات با قطع نظر از خارج باشد . حال آنكه عمدهء
هامش
( 1 ) - مستشكل ، محقّق خراسانى در « كفاية الاصول 1 / 376 ، 377 » بوده كه در بحث از موضوع له اسماء اجناس مىفرمايد : اگر اسماء اجناس وضع شده باشند براى ماهيّت به شرط ارسال « به شرط شىء » يا براى ماهيّت به شرط لا معنايش آن است كه اين لحاظ و اعتبار ، قيد براى موضوع له اين اسماء شده و موضوع اين اسماء عبارت شود از ماهيّت مقيّده به لحاظ ذهنى كه ماهيّت مقيّد به لحاظ و تصوّر ذهنى نيز كلّى عقلى بوده كه موطنى به غير از ذهن نداشته و قابل تحقّق در خارج نخواهد بود . بلكه موضوع له عبارت از صرف ماهيّت با قطع‌نظر از ماعداى ذات و ذاتيّاتش بوده و ماهيّت صرف و مهمله است كه موضوع براى حكم قرار مىگيرد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 523 | حسن سيد اشرفى