تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
قضايا همان قضاياى خارجيّه و حقيقيّه است . ب : مستلزم آن است كه امتثال تكاليف ، مستحيل باشد . زيرا ماهيّتى را كه وجودش فقط در ذهن بوده نمىتوان در خارج ايجاد كرد تا بتوان آن را متعلّق تكليف قرار داد . « 1 » 726 - نظر مصنّف نسبت به اشكال وارد شده چيست ؟ ( و هذا الاشكال وجيه . . . و لكن لا بقيد الاعتبار ) ج : مىفرمايد : اين اشكال وارد و پسنديده است اگر ماهيّت به ملاحظهء يكى از اين اعتبارات به‌گونه‌اى موضوع براى محمول قرار گيرد كه : الف : امور خارجى يادشده و اعتبارات سه‌گانه ، قيد براى موضوع باشد . يعنى مجموع مركّب از ماهيت ( مقيّد ) و قيد ( امر خارجى به يكى از اعتبارات سه‌گانه ) موضوع براى حكم و محمول باشد . ب : موضوع عبارت از خود اعتبار و قيد بوده و ماهيّت هيچ نقشى نداشته باشد . ولى مراد از موضوع قرار دادن ماهيّت به ملاحظهء امر خارجى به يكى از اعتبارات سه‌گانه هيچ‌يك از دو قسم يادشده نيست تا موضوع يك امر ذهنى شود . بلكه موضوع در تمام اين قضايا عبارت از خود ماهيّت اعتبار شده است ولى نه به قيد اعتبار . « 2 »
هامش
( 1 ) - قضاياى ذهنى عبارت از قضايايى بوده كه موضوع آنها در خارج ممتنع الوجود است مثل اجتماع نقيضين محال است و يا دور و تسلسل باطل مىباشد . حال آنكه آنچه كه در علوم كاربرد داشته عبارت از قضاياى خارجيّه و حقيقيّه‌اى است كه موضوع آنها در خارج ممتنع الوجود نيست چنان كه متعلّق تكاليف الهى نيز افعال خارجيّه است و نه صورت ذهنى اين افعال . مثلا ما به نماز خارجى يعنى اركان مخصوصه مأمور هستيم و نه صورت ذهنى نماز . ( 2 ) - يعنى حمل امور خارجيّه بر ماهيّتى كه مقايسه با آن امر خارج شده به سه حالت مىتواند باشد