تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
718 - بنا بر شكل دوّم يعنى وقتى حكم كردن بر ماهيّت به واسطهء عوارض خارجيّهء ماهيّت بوده ، ملاحظهء ماهيّت در حكم كردن برآن چگونه مىباشد ؟ ( و على الثّانى فانّه . . . لانّهما متناقضان ) ج : مىفرمايد : اوّلا بنابراين شكل بايد ماهيّت را در مقايسه با عوارض خارجيّه و قيودات خارج از ذاتش مقايسه كرد . « 1 » ثانيا : ملاحظهء ماهيّت در مقايسهء با عوارض خارجيّه و قيودات خارج از ذاتش موجب مىشود تا ماهيّت از ماهيّت صرف و مهمله بودن كه نظر تنها به ذات و ذاتيّات آن بوده خارج شود . « 2 » چرا كه نمىتوان ماهيت را به نحو مهمله يعنى صرف ماهيّت را با قطع‌نظر از قيودات خارجيه‌اش لحاظ كرد در حالى كه حكم كردن برآن به واسطهء قيودات خارجيّه‌اش باشد . زيرا موجب تناقض است . « 3 » 719 - بنا بر شكل دوّم با توجه به اينكه حكم كردن بر ماهيّت بايد به لحاظ مقايسه‌اش با امر خارج از ذات باشد آيا حكم بر ماهيّت چگونه مىشود ؟ ( و عليه لو حكم . . . بل هو مقسم لها ) ج : مىفرمايد : اگر حكم بر ماهيّت به واسطهء امر خارج از ذات شود در حالى كه با امر خارج از ذات لحاظ شده است ، بايد ماهيّت را به يكى از اعتبارات سه‌گانه اعتبار كرده و موضوع
هامش
( 1 ) - مثلا انسان را به لحاظ عالم بودن يا عادل بودن موضوع قرار داد . و يا صلاة را نسبت به طهارت لحاظ كرد و موضوع قرار داد . و يا شجر را به لحاظ مثمره بودنش لحاظ كرد و موضوع براى حكم قرار داد . ( 2 ) - يعنى ماهيّت انسان با قطع نظر از عوارض خارجيّه‌اش و صرف ماهيّت انسان ، موضوع براى حكم نخواهد بود . چنان كه صرف ماهيّت شجر يا ماهيت صلاة با قطع نظر از عوارض خارجيه‌اش موضوع براى حكم نخواهد بود . ( 3 ) - يعنى نمىتوان ماهيت را به لحاظ عوارض خارجيّه‌اش لحاظ كرد ولى حكم را بر ماهيّت با قطع نظر از عوارض خارجيّه‌اش يعنى صرف ماهيّت حمل كرد . چرا كه لحاظ ماهيّت مهمله با قطع‌نظر از عوارض خارجيّه‌اش بوده و اين لحاظ نقيض لحاظ ماهيّت به لحاظ عوارض خارجيّه‌اش مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 511 | حسن سيد اشرفى