در حدود تامّهء ماهيّات مىباشد . « 1 »
2 - حمل محمول بر موضوع يعنى حكم بر ماهيّت به نحو حمل شايع صناعى باشد . اين حمل در وقتى است كه بعضى از ذاتيّات ماهيّت را محمول قرار داد ، همچون محمول قرار دادن جنس به تنهايى « 2 » يا فصل به تنهايى . « 3 » اين حمل در حدود ناقصهء ماهيّات مىباشد . با توجه به هر دو نوع حمل بايد دانست ؛ در هر دو صورت ، نظر و لحاظ حمل محمول بر ماهيّت ، متوجّه ذاتيّات ماهيّت بوده و شامل قيودات خارج از ذات يعنى عوارض خارجيّه ماهيّت نخواهد بود . « 4 »
هامش
( 1 ) - حمل اوّلى هميشه براى تعريف ماهيّت به كار مىرود . زيرا ماهيّت را با قطعنظر از همه عوارض خارجيّهاش فقط مىتوان موضوع قرار داد براى تعريف كردنش . بنابراين ، حمل اوّلى هميشه براى تعريف ماهيّت و ذات مىباشد . مثل آنكه ماهيّت صلاة را موضوع قرار داد و براى تعريفش به حمل اوّلى گفت : « الصلاة هى الاركان المخصوصة » بنا بر اعمّى بودن و يا بنا بر صحيحى بودن گفت « الصلاة قربان كلّ تقىّ » چنان كه ماهيّت انسان را در حمل اوّلى چنين تعريف كرد : « الانسان حيوان ناطق » و قبلا گذشت : حمل اوّلى در جايى است كه موضوع و محمول ، مفهوما و مصداقا يكى هستند . معناى صلاة همان اركان مخصوصة يا قربان كلّ تقىّ بوده و چنان كه معناى انسان همان معناى حيوان ناطق مىباشد .
( 2 ) - مثل آنكه گفته شود : « الانسان حيوان » . حمل شايع بودنش آن است كه مفهوم انسان عبارت از حيوان تنها نيست ولى انسان مصداقا و در خارج همان حيوان است .
( 3 ) - مثل آنكه گفته شود : « الانسان ناطق » . حمل شايع بودنش آن است كه مفهوم انسان عبارت از ناطق تنها نيست ولى انسان مصداقا و در خارج همان ناطق است .
( 4 ) - مثلا انسان به لحاظ عالم بودن ، جاهل بودن ، سفيد بودن ، كوتاهقد بودن و ساير عوارض خارجيّه ديگر لحاظ نشده است .