تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
و امّا اخذ آن ( ماهيّت ) به شرط لا - يعنى به شرط عدم محمول - پس صحيح نمىباشد ( اخذ ماهيّت به شرط عدم محمول ) ، زيرا همانا لازم مىآيد تناقض . پس همانا انسان به شرط عدم كتابت ، مستحيل است حمل كتابت بر او ( انسان ) . و اگر باشد اين غير خارج ، اين ( غير خارج ) غير محمول ، پس جايز است اينكه باشد ( ماهيّت ) در اين هنگام ( غير خارج ، غير محمول بوده ) اخذ شده با قياس به آن ( امر خارج ) به شرط شىء ، همچون جواز تقليد از مجتهد به شرط عدالت يا [ ماهيت اخذ شود در قياس با امر خارج ] به شرط لا ، همچون وجوب نماز ظهر در روز جمعه به شرط حضور نداشتن امام ، يا [ ماهيّت اخذ شده در قياس با امر خارج ] لا به شرط ، همچون جواز سلام كردن بر مؤمن مطلقا در قياس به عدالت مثلا - يعنى نه به شرط وجود آن ( عدالت ) و نه به شرط عدم آن ( عدالت ) - چنان كه جايز است اينكه باشد ( ماهيّت ) مهمله‌اى كه مقايسه نشده است به چيزى غير از محمولش ( ماهيّت ) .

نكات دستورى و توضيح واژگان

2 - اعتبارات الماهيّة الخ : يعنى « الامر الثّانى اعتبارات الماهيّة الخ » . اذا حكم عليها : ضمير در « عليها » به ماهيّت برمىگردد . فامّا ان يحكم عليها بذاتيّاتها : ضماير مؤنّث به ماهيّت برمىگردد . و امّا ان يحكم عليها بامر خارج عنها : ضماير مؤنّث به ماهيّت برگشته و مقصود از « امر خارج » قيد و خصوصيّت مىباشد . و لا ثالث لهما : ضمير در « لهما » به دو قسم حكم كردن بر ماهيّت برمىگردد . و على الاوّل فهو الخ : ضمير « هو » به « الاوّل » يعنى حكم كردن بر ماهيّت به لحاظ