تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
714 - معنا و كاربرد اصطلاح سوّم از « لا به شرط » كدام است ؟ ( 3 - لا به شرط قسمىّ و . . . عن ذاتها ) ج : مىفرمايد : عبارت از « لا به شرط قسمى » يعنى اعتبار سوّم از اعتبارات ماهيّت در مقايسه‌اش با امور خارج از ذات مىباشد . « 1 » 715 - با توجه به توضيحات داده شده در خصوص نحوهء لحاظ ماهيّت ، چه چيزى روشن مىشود ؟ ( فاتّضح انّ . . . لفظ بحسبه ) ج : مىفرمايد : روشن مىشود : اولا : ماهيّت مهمله يك چيزى بوده و ماهيّت لا به شرط مقسمى چيز ديگرى بوده و با هم متباين مىباشند . ثانيا : ماهيّت لا به شرط مقسمى وجود مستقلّى در ذهن به غير از اقسام سه‌گانه‌اش نداشته و نمىتوان حكمى را به لحاظ خود اين ماهيّت بدون وجودش در اقسام سه‌گانه برايش صادر كرده يا لفظى را برايش وضع كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى در مقايسه با امور خارج از ذات لحاظ شده و نسبت به آنها « لا به شرط » مىباشد . ( 2 ) - چنان كه نمىتوان حكمى را براى « كلمه » بدون تحقّقش در ضمن اسم ، فعل و حرف صادر كرد . بلكه حكم يا براى اسم يا فعل و يا حرف صادر مىشود .