يعنى لا به شرط مقسمى برمىگردد .
شرح ( پاسخ و پرسش )
709 - توضيح مقدّماتى مصنّف در خصوص متنافى و مختلف بودن دو اصطلاح ماهيّت مهمله و ماهيّت لا به شرط مقسمى چيست ؟ ( و توضيح ذلك . . . من احد الاعتبارات الثلاثة )
ج : مىفرمايد : دو امر مورد اتّفاق بوده و اختلافى در آن نيست :
اوّل آنكه : مقصود از ماهيّت مهمله عبارت از خود ماهيّت با قطع نظر از همهء عوارض و قيوداتى است كه مىتواند داشته باشد . بنابراين ، فقط ذات و ذاتيّات ماهيّت بوده كه لحاظ مىباشد .
دوّم آنكه : مقصود از ماهيّت لا به شرط مقسمى عبارت از ماهيتى است كه به نحو لا به شرط لحاظ شده و مقسم براى اعتبارات سهگانهء گذشته يعنى به شرط شىء ، به شرط لا و لا به شرط قسمى بوده و بههمينجهت كه مقسم براى آن سه اعتبار بوده به آن ، مقسم گفته مىشود .
حال كه روشن شد ؛ ماهيّت از دو حال خارج نيست : يا ماهيّت بدون مقايسه با قيودات خارج از ذاتش مقايسه شده و تنها نظر به ذات ماهيّت و ذاتيّات ماهيّت بوده و يا نظر به ماهيّت با مقايسهاش با قيودات خارج از ذاتش بوده و حالت سوّمى وجود ندارد . ماهيّت را در حالت اوّل كه لحاظش بدون مقايسه با امور خارج از ذاتش بوده ، ماهيّت مهمله « 1 » و ماهيت را در حالت دوّم كه لحاظش با مقايسه با امور خارج از ذاتش بوده ، ماهيّت لا به شرط
هامش
( 1 ) - مثل لحاظ و تصوّر انسان به لحاظ حيوان ناطق بودش ، با قطع نظر از هر خصوصيّت و قيد ديگرى مثل عالم بودن ، جاهل بودن ، عادل بودن ، فاسق بودن ، هاشمى بودن ، غير هاشمى بودن و هر خصوصيّات ديگرى . بنابراين ، لحاظ ماهيت مهمله در مقايسه با امور خارج از ذاتش نمىباشد .