تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
استفادهء منحصر بودن شرط براى جزاء بوده و اينكه شرط ديگرى بدل آن نمىباشد . « 1 » 699 - با توجه به اينكه اطلاق ، اختصاص به الفاظ مفرد نداشته و شامل جملات نيز مىشود آيا در مباحث بعدى محلّ بحث در كدام بوده و چرا ؟ ج : مىفرمايد : محل بحث در مسائل بعدى ، در مورد خصوص الفاظ مفرد بوده و شامل بحث از هيئتهاى تركيبيّه و جملات نمىشود . شايد شامل نشدن بحث نسبت به جملات تركيبيّه در نزد اصوليّون آن باشد كه اولا : براى اطلاق جملات ، يك ضابطه كلّى وجود ندارد تا در مورد آن ضابطه بحث شود . « 2 » اگرچه صحيح آن است كه مقدّمات حكمت براى استفاده اطلاق به عنوان يك ضابطه كلّى شامل جملات نيز مىشود . « 3 » ثانيا : از اطلاق جملات به عنوان يك بحث جداگانه و يا عنوان مستقلّ در باب مطلق و مقيّد بحث نشده بلكه از اطلاق بعضى از جملات مثل صيغهء « افعل » و يا از اطلاق جملهء شرطيّه و مانند آن مثل جملات وصفيّه به مناسبات بحث از آن جملات ، بحث شده است . « 4 » بنابراين ، بحث ما متمركز بر اطلاق الفاظ مفرد خواهد بود .
هامش
( 1 ) - تفاوت اطلاق و تقييد در مفردات و هيئتهاى تركيبيّه در توسعه و تضييق است . مثلا در مفردات مثل « اكرم عالما » موجب توسعه است يعنى هر عالمى با هر قيدى مىتواند مصداق براى « علما » باشد . ولى در « إن جاءك زيد فاكرمه » بنا بر اطلاق ، آن است كه تنها يك سبب موجب وجوب اكرام زيد بوده ، و آن عبارت از مجىء او بوده و سبب ديگرى نمىتواند بدل آن باشد . ( 2 ) - « فوائد الاصول 2 / 563 » . ( 3 ) - يعنى اگر مقدّمات حكمت فراهم باشد چه در الفاظ مفرد و چه در كلام مىتوان گفت ؛ لفظ يا كلام مولى مطلق بوده و مولى از اين لفظ يا كلام ارادهء اطلاق كرده است . ( 4 ) - چنان كه مصنّف در استفادهء مفهوم داشتن جملهء شرطيّه در بحث مفاهيم و مفهوم شرط به بحث از اطلاق جملهء شرطيّه و استفادهء منحصر بودن شرط در شرط ذكرشدهء در جملهء شرطيّهء ذكر شده پرداخته است .