تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١

مسألهء سوّم : اطلاق در جملات است

اطلاق ، اختصاص ندارد ( اطلاق ) به مفردات آن‌گونه كه ظاهر مىشود ( اختصاص اطلاق به مفردات ) از كلمات اصوليّون . زيرا مثال مىزنند ( اصوليّون ) براى مطلق به اسم جنس و علم جنس و نكره ، بلكه مىباشد ( اطلاق ) در جملات همچنين ( مثل مفردات ) نظير اطلاق صيغهء « افعل » كه اقتضاء مىكند ( اطلاق صيغه ) استفادهء وجوب عينى و تعيينى و نفسى را . پس همانا اطلاق در اين ( صيغهء افعل ) همانا آن ( اطلاق ) از نوع جمله است . و مثل اين ( اطلاق صيغهء افعل ) است اطلاق جملهء شرطيّه در استفاده كردن انحصار داشتن در شرط . ولى محلّ بحث در مسائل آينده ، خصوص الفاظ مفرد است ، و شايد شامل نبودن بحث در نزد ايشان ( اصوليّون ) براى جملات به اعتبار آن است كه همانا نيست در آنجا ( جملات ) ضابطهء كلّى براى مطلقات آنها ( جملات ) و اگرچه مىباشد صحيح‌تر اينكه همانا بحث مقدّمات حكمت شامل مىشود ( بحث مقدّمات حكمت ) آنها ( جملات ) را . و هرآينه بحث شده است از اطلاق بعضى جملات در مناسبات آنها ( جملات ) همچون اطلاق صيغهء « افعل » و جملهء شرطيّه و مانند آنها ( جملهء شرطيّه ) .

نكات دستورى و توضيح واژگان

المسألة الثّانية الاطلاق و التّقييد متلازمان : كلمهء « المسألة » مبتداى اوّل و بدل دوّم تفصيلى براى « ستّ مسائل » و كلمهء « الثّانية » صفت آن و كلمهء « اطلاق » مبتداى دوّم و كلمهء « التّقييد » عطف براى آن بوده و كلمهء « متلازمان » خبر و اين مبتداى دوّم ، با خبرش ، خبر براى مبتداى اوّل مىباشد . و عدمها : ضمير در « عدمها » به ملكه برمىگردد . هو عدم التّقييد فيما من شأنه ان يقيّد : ضمير « هو » به اطلاق و ضمير در « شأنه » و