لحاظ افراد عامّ .
695 - بنا بر اطلاق كردن مطلق به لحاظ احوال الفاظ ، معناى مطلق چيست ؟ ( و على هذا . . . عامّا لا مطلقا )
ج : مىفرمايد : بنا بر صحيح بودن اطلاق مطلق به لحاظ احوال لفظ ، معناى مطلق عبارت از شيوع لفظ و توسعهء لفظ به اعتبار معنا و احوال لفظ بوده « 1 » ولى نه به اينگونه كه اين شيوع ، موضوع له و مستعمل فيه لفظ باشد مثل شيوعى كه مستفاد از وقوع نكره در سياق نفى مىباشد . « 2 » چرا كه در اين صورت ، كلام ، عامّ است و نه مطلق . « 3 »
هامش
( 1 ) - يعنى مقصود از « شايع فى جنسه » يعنى « شايع فى جنسه باعتبار المعنى و الاحوال » .
( 2 ) - يعنى شيوع و ارسال ، جزء له لفظ « رجال » يا « محمّد » نيست آنطور كه جزء موضوع له براى نكره در سياق نفى مىباشد .
( 3 ) - زيرا اگر موضوع له لفظ « رجل » ارسال و شيوع نسبت به افراد باشد . در اين صورت ، صدق بر افراد به لحاظ وضع و موضوع له بوده و از الفاظ عموم مثل « العلماء » مىشود . بلكه همانطور كه گفته شد ؛ لفظ « رجل » وضع شده براى ماهيّت و مطلق بودنش به اعتبار عدم ملكه بودنش يعنى مقيّد نشدن آنكه به كمك مقدّمات حكمت حاصل شده مىباشد كه در مباحث بعدى به آن پرداخته خواهد شد . اينكه لفظ نكره در سياق نفى با آنكه گفته شد ، وضع براى اطلاق شده و اطلاق لفظ عموم برآن نشده است به جهت آن است كه لفظ نكره در سياق نفى به اعتبار وضع هيئت و جمله مىباشد . يعنى هيئت نكره در سياق نفى براى اطلاق وضع شده است و عموم در هيئات و جملات معنا ندارد .