تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
ندارد مطلق به آنچه ( لفظى ) كه براى آن ( لفظ ) معناى شايع در جنس آن ( لفظ ) است همچون اسم جنس و مانند آن ( اسم جنس ) . و همچنين وقتى مىدانيم همانا عامّ ناميده نمىشود ( عامّ ) مطلق ، پس شايسته نمىباشد اينكه گمان كنيم همانا جايز نيست اينكه ناميده شود ( عامّ ) مطلق ، زيرا همانا ما مىدانيم همانا اين ( ناميده نشدن عامّ به مطلق ) همانا اين ( ناميده نشدن ) نسبت به افراد آن ( عامّ ) است . امّا نسبت به احوال افراد غير مفرد آن ( عامّ ) پس همانا مانعى نيست در اينكه بناميم آن ( عامّ ) را عامّ . پس مانعى نيست از شامل شدن تعريف گذشتهء مطلق - و آن ( تعريف گذشته ) چيزى ( لفظى ) است كه دلالت مىكند ( لفظ ) بر معناى شايع در جنس آن ( لفظ ) - براى عامّ به اعتبار احوال آن ( عامّ ) نه به اعتبار افراد آن ( عامّ ) . و بنابراين ( اطلاق مطلق به لحاظ احوال ) پس معناى مطلق ، آن ( معناى مطلق ) شيوع لفظ و توسعهء آن ( لفظ ) است به اعتبار آن چيزى كه براى آن ( لفظ ) است از معنا و احوال آن ( لفظ ) ولى نه كه مىباشد اين شيوع ، استعمال شده در آن ( شيوع ) لفظ ، همچون شيوع مستفاد از واقع شدن نكره در سياق نفى ، و گرنه مىباشد كلام ، عامّ نه مطلق .

نكات دستورى و توضيح واژگان

الباب السّادس المطلق الخ : كلمهء « الباب » مبتدا و كلمهء « السّادس » صفت آن و كلمهء « المطلق » خبر مىباشد . و فيه ستّ مسائل : ضمير در « فيه » به باب ششم برمىگردد . المسألة الأولى معنى المطلق الخ : كلمهء « المسألة » مبتدا و كلمهء « الأولى » صفت آن و اين كلمه ، بدل اوّل تفصيلى براى « مسائل » بوده و كلمهء « معنى » خبر و اضافه به بعدش شده است . عرّفوا المطلق : ضمير در « عرّفوا » به قرينهء مقام به اصوليّون برمىگردد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 449 | حسن سيد اشرفى