خاصّ و در « عليه » به عامّ برمىگردد .
لا ينعقد له : ضمير در « له » به عامّ برمىگردد .
من لا يعلم له : ضمير در « لا يعلم » به « من » موصوله برمىگردد .
فى بيان مراده على سبقه : ضمير در « مراده » به متكلّم و در « سبقه » به خاصّ برمىگردد .
يتوهّم انّه الخ : ضمير در « انّه » به عامّ برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
681 - اگر در صورتى كه خاصّ بعد از وقت عمل به عامّ وارد شده است و عامّ دائر باشد بين اينكه براى بيان حكم واقعى بوده يا بيان حكم صورى باشد آيا حمل خاصّ بر كدام يك از مخصّص بودن يا ناسخ بودن « 1 » ارجح است و چرا ؟ ( و امّا لو دار . . . كما سبق )
ج : مىفرمايد : اقرب به صواب آن است كه خاصّ را حمل بر تخصيص كرد .
دليلش آن است كه اصالة العموم بهخودىخود بيش از اين ثابت نمىكند حكمى كه ظاهر از عامّ مىباشد ، مراد و مقصود جدّى متكلّم بوده و حكم صورى كه آن را حكم ظاهرى ناميدهايم نيز همچون حكم واقعى ، مراد جدّى متكلّم است . زيرا همين حكم ظاهرى ، مقصود به تفهيم مىباشد . بنابراين ، ظاهر از عامّ غير از اين نيست كه مراد جدّى از عامّ عبارت از عموم است اعمّ از اينكه اين عموم ، حكم ظاهرى بوده و يا حكم واقعى باشد . امّا
هامش
( 1 ) - مثلا مولى در روز پنجشنبه فرموده است : « اكرم العلماء » و سپس بعد از چند روز مثلا پنجشنبهء هفتهء آينده بفرماييد : « لا تكرم الفسّاق من العلماء » . حال نمىدانيم مراد مولى از « اكرم العلماء » بيان حكم واقعى بوده تا دليل خاصّ ، ناسخ باشد چرا كه اگر مخصّص باشد لازمهاش تأخير بيان از وقت حاجت بوده كه قبيح است و يا مراد مولى از عامّ « اكرم العلماء » حكم ظاهرى بوده تا دليل خاصّ ، مخصّص براى عامّ و كاشف از مراد مولى باشد .