تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
679 - افرادى كه قائل به مخصّص بودن دليل خاصّ شده‌اند در صورتى كه خاصّ مؤخّر از عامّ و بعد از وقت عمل به عامّ صادر شده باشد ، دليلشان چيست ؟ ( و امّا من ذهب . . . من باب النّسخ ) ج : مىفرمايد : دليلشان اين بوده كه عامّ براى بيان حكم ظاهرى و صورى بوده و نه بيان حكم واقعى ، به واسطهء مصلحتى كه مقتضى كتمان حكم واقعى بوده است . هرچند اين مصلحت از باب تقيه « 1 » يا مصلحت بيان تدريجى احكام باشد . « 2 » چنان كه روش پيامبر ( ص ) نيز در بيان احكام شريعت به نحو تدريجى بوده است . « 3 » علاوه آنكه احكام واقعى
هامش
تاخير بيان از وقت حاجت بوده است . ولى از آنجا كه مولاى حكيم مرتكب فعل قبيح نمىشود نمىتوان خاصّ را مخصّص قرار داد بلكه بايد ناسخ قرار داد . زيرا ناسخ قرار دادن خاصّ معنايش آن است كه عمل به عامّ يعنى اكرام عالم فاسق و اعطاى درهم به او تا زمان صدور خاصّ مصلحت داشته و مأمور به بوده و مكلّف مرتكب عمل غير جايز نشده و بعد از ورود خاصّ است كه بايد بعد از اين به خاصّ عمل شود و اكرام عالم فاسق و اعطاى درهم به او جايز نمىباشد . ( 1 ) - يعنى مولى از باب تقيّه قصد بيان حكم واقعى را نداشته ، بلكه در مقام بيان حكم كلّى بوده است و بعد از رفع مانع به بيان خاصّ و حكم واقعى پرداخته است . ( 2 ) - يعنى مولى در مقام اصل تشريع بوده و نه بيان حكم واقعى . چنانچه در عرف قانون‌گذارى نيز ابتدا بنا بر اصل تشريع بوده و كليّات بيان مىشود و سپس با آنكه به عامّ نيز عمل شده ، مخصّصات آن بيان مىشود . ( 3 ) - مثلا تحريم خمر در اسلام چنين بوده كه به تدريج بيان شده است . به‌گونه‌اى كه ابتدا آيه نازل مىشود :« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ »سپس مىفرمايد :« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ »كه بعضى از مسلمانان مشروب مىخورند ولى آن را به هنگام نماز ترك مىكردند . سپس آيه نازل شد :« إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ». و حال آنكه مقصود مولى از ابتدا تحريم شرب خمر بوده در هرجايى ولى آن را به تدريج بيان كرده است . ابتدا در خصوص آيات ذكر شده شأن‌نزولهايى و مناسبتهايى است كه لازم است مراجعه به تفاسير شود .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 428 | حسن سيد اشرفى