تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
فى انّه يتعيّن . . . ناسخا له : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و ضمير در « له » به عامّ برمىگردد .

شرح ( پاسخ و پرسش )

673 - آيا دليل خاصّ منفصل هميشه مخصّص براى عامّ بوده يا خير و بيان مصنّف در دوران بين تخصيص و نسخ « 1 » چيست ؟ ( اعلم انّ . . . مخصّصا ايّاه ) ج : مىفرمايد : عامّ و خاصّ منفصل به لحاظ علم داشتن به تاريخ صدور هر دو يا علم داشتن به تاريخ صدور يكى از آن آن دو يا جهل به تاريخ صدور هر دو ، حالشان مختلف مىباشد . گاهى در بعضى حالات گفته مىشود : دليل خاصّ ، ناسخ براى عامّ و گاهى دليل
هامش
( 1 ) - براى روشن شدن آخرين بحث از عام و خاصّ توجه به دو نكته ضرورى است : الف : قبلا گفته شد ؛ دليل خاص يا متّصل و يا منفصل است و گفته شد ؛ دليل خاصّ تخصيص مىزند دليل عامّ را . ولى بايد گفت ؛ دليل خاصّ وقتى متّصل باشد همهء علماء اتّفاق نظر دارند كه دليل خاصّ ، مخصّص براى عامّ بوده و به هيچ وجه ناسخ براى آن نمىباشد . ولى در صورتى كه دليل خاصّ ، منفصل باشد بعضى از علماء گفته‌اند در بعضى از موارد و حالات بايد دليل خاصّ منفصل را ناسخ براى عامّ قرار داد و نه مخصّص . ب : بحث دوران بين تخصيص و نسخ در بعضى از موارد در جايى است كه حكم در عامّ و خاصّ مخالف با هم باشند و نه موافق . زيرا در وقتى كه موافق باشند مثل آنكه دليل عامّ بگويد : « اكرم العلماء » و دليل خاصّ بگويد : « اكرم العلماء العدول » در اينجا دليل خاصّ هيچ مخالفتى با عامّ نداشته و به هر دو عمل مىشود و دليل خاصّ در واقع ، تاكيد براى افراد عادل از « العلماء » مىباشد . مگر آنكه قائل به مفهوم و صف شد تا مفهوم « اكرم العلماء العدول » عبارت از « لا تكرم العلماء غير العدول » باشد . ولى گفته شد ؛ جملهء وصفيّهء عارى از قرينه ، مفهوم ندارد . بنابراين ، بحث دوران بين نسخ و تخصيص در عامّ و خاصّ در جايى است كه متخالف الحكم باشند . عامّ بگويد : « اكرم العلماء » و خاصّ بگويد : « لا تكرم الفسّاق من العلماء » .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 424 | حسن سيد اشرفى