بل ليس فيه اشعار به : ضمير در « فيه » به تقييد دوّمى و در « به » به تقييد اوّلى برمىگردد .
و لا يفرق فى ذلك : مشاراليه « ذلك » عدم علاقه و يا مقيّد نشدن اوّلى به واسطهء مقيّد شدن دوّمى مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
651 - توضيح به دنبال عامّ آمدن ضميرى كه به قرينهء خارجيّه به بعضى از افراد عامّ برگشته با مثال چگونه است ؟ ( قد يرد عامّ . . . خصوص الرّجعيّات )
ج : مىفرمايد : گاهى عامّى در يك كلام ذكر شده و سپس ضميرى در يك جملهء ديگر ذكر مىشود كه اين ضمير به واسطهء قرينه و دليل قطعى به بعضى از افراد عامّ برمىگردد . مثل قول خداوند متعال كه مىفرمايد : « و المطلّقات يتربّصن بانفسهنّ ثلاثة قروء و لا يحلّ لهنّ ان يكتمن . . . و بعولتهنّ احقّ بردّهنّ فى ذلك » زنان مطلّقه بايد سه طهر را عده نگه دارند . . . و شوهرانشان سزاوارترند در رجوع كردن به ايشان در اين مدت .
كلمهء « المطلّقات » عامّ بوده و شامل زنان مطلّقهء رجعيّه و بائن مىشود و حكم وجوب نگهداشتن عدهء براى همهء زنان مطلّقه مىباشد . از طرفى ضمير « هن » در « بعولتهنّ » به دليل قطعى « اجماع » به بعضى افراد يعنى به مطلقههاى رجعيّه برگشته و حكم احقّ بودن شوهران به رجوع در ايّام عدّه ، مختصّ به طلاقهاى رجعى مىباشد و گرنه در طلاق بائن فرقى بين شوهر و غير شوهر نبوده و هيچكدام از شوهران و غير شوهران احقّ به ديگرى براى رجوع و ازدواج با آنان نمىباشند .
652 - محلّ نزاع در مسئلهء به دنبال عامّ آمدن ضميرى كه برگشت به بعض افراد عامّ مىكند در چه بوده و اقوال در آن چيست ؟ ( فمثل هذا الكلام . . . على اقوال ثلاثة )
ج : مىفرمايد : در اين نوع كلام ، بحث است كه برگشت ضمير به بعض افراد عامّ كه عبارت از زنان مطلّقه بوده آيا سبب مخالفت با ظهور عامّ مىشود تا عموم عامّ « المطلّقات » منصرف به خصوص يعنى مطلّقههاى رجعيّه شده و حكم يعنى وجوب نگهداشتن عدّه