« قاعدة عامّة » برمىگردد .
و هى : ضمير « هى » به قاعدة عامّة برمىگردد .
أ هو الّذى يوجب اليأس الخ : ضمير « هو » به مقدار فحص واجب و ضمير در « يوجب » به « الّذى » كه به معناى مقدار بوده برمىگردد .
و الاطمئنان بعدمها ؟ : ضمير در « بعدمها » به قرينه برمىگردد .
فذلك موكول الى محلّه : مشاراليه « ذلك » مقدار فحص بوده و ضمير در « محلّه » به محلّ برمىگردد يعنى محلّ خودش .
يهوّن الخطب : ضمير در « يهوّن » به الّذى برگشته و كلمهء « الخطب » به معناى كار مىباشد .
قد بذلوا جهودهم : ضمير در « بذلوا » و « جهودهم » به علماى ما برمىگردد .
تعاقب العصور : زمانهاى متعدّد و پشت سر هم يعنى در گذر زمان .
و تبويبها و البحث عنها و تنقيحها : تمامى ضمائر مؤنّث به اخبار برمىگردد .
يسهل عليه : ضمير در « عليه » به فقيه برمىگردد .
الى مظانّها المهيّأة : ضمير در « مظانّها » به قرائن برگشته و كلمهء « المهيّأة » صفت براى « مظانّها » مىباشد .
فاذا لم يجدها : ضمير فاعلى در « لم يجدها » به فقيه و ضمير مفعولى به قرائن برمىگردد .
يحصل له . . . بعدمها : ضمير در « له » به فقيه و در « بعدمها » به قرائن برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
646 - مصنّف در خصوص مسئلهء جواز يا عدم جواز عمل به عامّ قبل از فحص و يأس از مخصّص چه توضيحاتى را بيان مىكند ؟ ( لا شكّ فى . . . من طريق آل البيت )
ج : مىفرمايد : شكّى نيست كه بعضى از عمومات قرآن كريم و سنّت شريف نبوى داراى مخصّصات منفصلى بوده كه مقصود شارع را از آن عامّ ، توضيح و شرح مىدهد . اين