محلّ خودش . و مختار ، كافى بودن اطمينان است .
و چيزى كه آسان مىكند كار را در اين زمانهاى متأخّره ، همانا علماى ما قدّس سرّهم هرآينه بذل كردهاند ( علماى ما ) تلاششان ( علماى ما ) را بر تعاقب عصور در جمع كردن اخبار و بابباب كردن آنها ( اخبار ) و بحث از آنها ( اخبار ) و منقّح كردن آنها ( اخبار ) در كتابهاى اخبار و فقه ، تا آنكه همانا فقيه ، گرديده است الآن اينكه سهل مىباشد بر او ( فقيه ) جستجوى از قرائن با رجوع به مظانّ آنها ( قرائن ) كه مهيّا شده است ، پس وقتى نيافت ( فقيه ) آنها ( قرائن ) را بعد از فحص ، حاصل مىشود براى او ( فقيه ) قطع غالبا به عدم آنها ( قرائن ) .
نكات دستورى و توضيح واژگان
6 - لا يجوز العمل الخ : يعنى « الفصل السّادس لا يجوز العمل الخ » .
ورد لها مخصّصات منفصلة : ضمير در « لها » به عمومات قرآن و سنّت برمىگردد .
شرحت المقصود : ضمير در « شرحت » به مخصّصات منفصله برگشته و كلمهء « المقصود » مفعول بوده و اين عبارت ، صفت براى « مخصّصات منفصلة » مىباشد .
و هذا معلوم . . . صاحب الشّريعة : مشاراليه « هذا » ورود مخصّصات منفصله براى عمومات قرآن و سنّت بوده و مقصود از « صاحب الشّريعة » رسول اكرم ( ص ) مىباشد .
ذمّ من استبدّوا برأيهم : ضمير در « استبدّوا » و « برايهم » به « من » موصوله برگشته و جمع بودن ضمير به اعتبار معناى آن بوده و اين موصول با صلهاش ، مضاف اليه براى كلمهء « ذمّ » كه فاعل « ورد » بوده مىباشد .
و هذه الامور لا تعرف الخ : ضمير نايب فاعلى در « لا تعرف » به « هذه الامور » يعنى عامّ و خاصّ و مطلق و مقيّد برمىگردد .
و هذا ما اوجب الخ : مشاراليه « هذا » وجود عامّ و خاصّ و مطلق و مقيّد در قرآن و سنّت