تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
احكام عقل نظرى باشد ، آن‌وقت ، مانعى براى تمسّك به عامّ در شبههء مصداقيّهء مخصّص لبّى نخواهد بود . زيرا عامّ بر ظهورش در عموم ، باقى بوده و حجّتى است كه مزاحمى ندارد . 638 - استشهاد و دليل صاحب كفايه در جواز تمسّك به عام در شبههء مصداقيّهء مخصّص لبّى وقتى كه از احكام عقل نظرى بوده چيست ؟ ( و استشهد على ذلك . . . بمقتضى بناء العقلاء ) . ج : مىفرمايد : استشهاد و دليل صاحب كفايه به بناى عقلاء مىباشد . « 1 » يعنى وقتى مولايى از عقلاء به عبدش دستور دهد كه همسايگان مولى را اكرام كند : « اكرم جيرانى » و عبد قطع پيدا كند كه ارادهء مولى به اكرام همسايه‌اى كه دشمن او بوده تعلّق نگرفته است . حال عبد نمىتواند همسايه‌اى را كه شكّ در دشمن بودنش دارد اكرام نكند . چنان كه مولى نيز مىتواند عبدش را به خاطر اكرام نكردن همسايهء مشكوك العداوة مؤاخذه كند و عذر عبد نيز مبنى بر اينكه احتمال دشمنى اين شخص را مىداده و به‌همين‌جهت اكرامش نكرده ، صحيح نمىباشد . زيرا ملاك حجّيّت اصالة الظّهور ، بناى عقلاء مىباشد . بنابراين ظهور عامّ در اين مقام ، حجّت است به مقتضاى بناى عقلاء . « 2 »
هامش
( 1 ) - زيرا بناى عقلا در تخصيص آن است كه افراد يقينى خاصّ را از تحت حكم عامّ خارج مىكنند و عامّ را مادامىكه خاصّ به صورت مقطوع و يقينى افرادى را از حكم آن خارج نكند در تحت ظهور آن باقى گذاشته و اصالت ظهور را نسبت به افرادش حجّت مىدانند . در اينجا نيز فرد مشكوك ، فرد يقينى خاصّ نبوده و تحت عموم باقى خواهد بود . ( 2 ) - استثناى همسايه‌اى كه دشمن مولى باشد از عموم « اكرام جيرانى » اين‌گونه نيست كه از احكام