برمىگردد .
فى هذا المقام : يعنى شكّ در مصداق .
و زاد على ذلك انّه يستكشف الخ : ضمير در « زاد » به صاحب كفايه برگشته و ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و مشاراليه « ذلك » جواز تمسّك به عامّ مىباشد .
انّه ليس فردا : ضمير در « انّه » و « ليس » به فرد مشكوك برمىگردد .
للخاصّ الّذى علم خروجه الخ : ضمير در « خروجه » به خاصّ برگشته و موصول « الّذى » با جملهء صلهء بعدش ، صفت براى « الخاصّ » مىباشد .
و مثّل له الخ : ضمير در « مثّل » به صاحب كفايه و در « له » به مورد يادشده برمىگردد .
المعلوم منه خروج من كان مؤمنا منهم : كلمهء « المعلوم » صفت براى « عموم قوله » بوده ضمير در « منه » به عموم برگشته و كلمهء « خروج » كه اضافه به بعدش شده ، نايب فاعل براى « المعلوم » بوده و ضمير در « كان » به « من » موصوله و ضمير در « منهم » به بنى اميّه برمىگردد .
بجواز لعنه : ضمير در « لعنه » به شخص مشكوك الايمان برمىگردد .
و كلّ من جاز لعنه ليس مؤمنا : ضمير در « لعنه » به « من » موصوله و ضمير در « ليس » به شخص جائز اللّعن برمىگردد .
ليس مؤمنا : ضمير در « ليس » به « هذا الشّخص » برمىگردد .
لم يرتض هذا التّفصيل : ضمير در « لم يرتض » به محقّق نائينى برمىگردد .
و خلاصته الخ : ضمير در « خلاصته » به « تفصيل آخر » برمىگردد .
سواء كان عقليّا ضروريّا : ضمير در « كان » به مخصّص لبّى برمىگردد .
يصحّ ان يتّكل عليه المتكلّم : ضمير در « عليه » به مخصّص لبّى برگشته و اين عبارت ، صفت براى « عليّا ضروريّا » مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٣٣٤