حال اگر خاصّ ، مجمل باشد ، اجمالش به عامّ سرايت مىكند . زيرا ماعداى خاصّ معلوم نيست تا عامّ ، ظهور در آن داشته باشد . بنابراين ، عامّ نمىتواند ظهورى داشته باشد در فردى كه خروجش از عنوان خاصّ معلوم نمىباشد .
626 - قسم سوّم از شبههء مفهوميّهء خاصّ چگونه بوده و آيا اجمال خاصّ سرايت به عام مىكند يا نه ، چرا ؟ ( 3 - فى الدّوران بين . . . و هو الاقلّ )
ج : مىفرمايد : قسم سوّم در جايى است كه دوران بين اقلّ و اكثر بوده و مخصّص نيز منفصل باشد . « 1 » حقّ آن است كه اجمال خاصّ سرايت به عامّ نمىكند . يعنى صحيح است تمسّك به اصالة العموم براى داخل كردن ماعداى خاصّ در حكم عامّ .
دليل عدم سرايت اجمال خاصّ به عامّ روشن است بنا بر آنچه در فصل دوّم گذشت ؛ مبنى بر اينكه براى عامّ تخصيصخوردهء به منفصل ، ظهور در عامّ منعقد مىشود و وقتى خاصّ بنا بر اقوى بودن در حجّت بر او مقدّم مىشود حال اگر خاصّ ، مجمل در قدر زائد بر قدر متيقّن از افرادش باشد ، نمىتواند حجّت در آنقدر زائد باشد . زيرا بنا بر فرض ، مجمل بوده و ظهورى برايش در آنقدر زائد نمىباشد . بلكه تنها مىتواند حجّت در قدر متيقّن
هامش
همانطور كه در اينجا عامّ علماى عدول نسبت به مرتكبان صغيره ظهور ندارد ، در مخصّص متّصل نيز همينطور است به بيانى كه در دو پاورقى قبلى نيز توضيح داده شد .
( 1 ) - شبههء مفهوميّهء مخصّص منفصل در دوران بين اقلّ و اكثر : مثل آنكه مولى بفرمايد : « اكرم العلماء » و سپس در كلام جداگانه فرموده باشد يا بفرمايد : « لا تكرم الفسّاق من العلماء » معناى فسّاق ، مجمل است . چرا كه معلوم نيست معنايش عبارت از مرتكب مطلق گناه اعمّ از كبيره و صغيره بوده تا افراد زيادترى را شامل شود يا معنايش عبارت از مرتكب كبيرهء تنها بوده كه قهرا افراد كمترى را شامل مىشود .