و انّما تنحصر حجّيّته . . . و هو الاقلّ : ضمير در « حجّيّته » به خاصّ برگشته و ضمير « هو » به قدر متيقّن برمىگردد .
فكيف يزاحم العامّ المنعقد ظهوره الخ : ضمير در « يزاحم » به خاصّ برگشته و كلمهء « العامّ » مفعول براى « يزاحم » بوده و كلمه « المنعقد » به صيغهء اسم مفعول ، صفت براى « العامّ » و كلمهء « ظهوره » كه ضميرش به عامّ برمىگردد ، نايب فاعل براى « المنعقد » مىباشد .
لجميع افراده الّتى منها الخ : ضمير در « افراده » به عامّ و ضمير در « منها » به افراد عامّ برمىگردد .
و منها القدر الزائد عليه المشكوك دخوله فى الخاصّ : ضمير در « منها » به افراد عامّ برگشته و كلمهء « المشكوك » صفت براى « القدر الزائد » بوده و كلمهء « دخوله » نايب فاعل براى « المشكوك » كه ضميرش به قدر زائد برگشته و ضمير در « عليه » به قدر متيقّن برمىگردد .
لا مزاحم لحجّيّة العام و ظهوره فيه : ضمير در « ظهوره » به عامّ و در « فيه » به قدر زائد برگشته و عبارت « لا مزاحم الخ » حال مىباشد .
فانّ الحقّ فيه . . . يسرى الى العامّ : ضمير در « فيه » به دوران بين متباينين در مخصّص منفصل و ضمير در « يسرى » به اجمال خاصّ برمىگردد .
و ان تردّد بين شيئين : ضمير در « تردّد » به مخصّص برگشته و مقصود از « شيئين » متباينين مىباشد .
فى كلّ واحد منهما : ضمير در « منهما » به متباينين برمىگردد .
و الفرق بينه و الخ : ضمير در « بينه » به مخصّص منفصل مجمل برگشته و اين عبارت جواب سؤال مقدر است كه « پس چه فرقى بين مخصّص متّصل مجمل با مخصّص منفصل مجمل در دوران بين متباينين شد ؟ »
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٣٠٦