عامّ تخصيص خورده نسبت به باقى افراد ، مختلف است .
616 - حجّيّت عام تخصيص خورده و عدم حجّيّت آن در باقى افراد با مثال چگونه است ؟ ( مثل اذا قال . . . بطهارته او نجاسته ) .
ج : مىفرمايد : مثلا وقتى مولى بفرمايد : « كلّ ماء طاهر » هر آبى پاك است و سپس استثناء كند از عموم اين كلام با دليل متّصل ، آبى را كه به واسطهء ملاقات با نجاست يكى از اوصاف ثلاثهاش تغيير كرده باشد يعنى چنين گفته باشد « كلّ ماء طاهر الّا المتغيّر بالنّجاسة » يا با دليل منفصل اين استثناء را كرده باشد يعنى در كلام جداگانهاى چنين بفرمايد : « الماء المتغيّر بالنّجاسة ليس بطاهر » و ما احتمال دهيم كه مولى با دليل منفصل ديگرى آب قليلى كه ملاقات با نجاست كرده ولى اوصاف ثلاثهاش تغيير نكرده را نيز استثناء كرده است ، اگر گفتيم ، عامّ تخصيص خورده « كلّ ماء » حجّت در باقى افراد بوده ، اين احتمال يعنى استثناء آب قليل ملاقاتكنندهء با نجاست كه اوصاف ثلاثهاش تغيير نكرده را با ظاهر عموم عامّ در همهء افراد باقى طرد كرده و حكم به طهارت اين آب يعنى آبى كه ملاقات با نجاست كرده ولى اوصاف ثلاثهاش تغيير نكرده مىكنيم . « 1 » ولى اگر
هامش
( 1 ) - زيرا ظاهر « كلّ ماء طاهر » مىگويد : هر آبى اعمّ از كثير يا قليل يا اقلّ ، پاك است و دليل مخصّص ، تنها آبى را كه با ملاقات با نجاست يكى از اوصاف ثلاثهاش يعنى رنگ ، بو و طعم آن تغيير كرده را استثناء كرده اعمّ از اينكه آب قليل يا كثير يا اقلّ باشد ، بنابراين ، ظهور « كلّ ماء طاهر » به قرينهء مخصّص ، در هر آبى اعمّ از كثير ، قليل يا اقلّ بوده كه اوصاف ثلاثهاش تغيير نكرده باشد اعمّ از اينكه ملاقات با نجاست كرده باشد يا ملاقات با نجاست نكرده باشد . پس آب قليل ملاقات كرده با