و انّما مدخولها تتضيّق دائرته : ضمير در « مدخولها » به ادوات عموم و در « دائرته » به « مدخولها » برمىگردد .
فى ظهوره : ضمير در « ظهوره » به عامّ غير مخصّص برمىگردد .
لكلّ ما يمكن ان يدخل فيه : ضمير در « يدخل » به ماء موصوله به معناى افراد برگشته و ضمير در « فيه » به عامّ غير مخصّص برمىگردد .
فى حجّيّته فى الباقى : ضمير در « حجّيّته » به عامّ تخصيص خورده برمىگردد .
فقد نقول انّه : ضمير در « انّه » به عامّ تخصيص خورده برمىگردد .
هذا التّقدير : يعنى مجاز بودن عامّ تخصيص خورده در باقى افراد .
و قد لا نقول : يعنى « و قد لا نقول انّه حجّة فى الباقى » .
لا انّه كلّ من يقول بالمجازيّة يقول : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و ضمير در هر دو « يقول » به « من » برمىگردد .
كما توهّم ذلك بعضهم : مشاراليه « ذلك » هركس قائل به مجازيّت بوده قائل به عدم حجّيّت بوده مىباشد و ضمير در « بعضهم » به اصوليّون برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
615 - مقصود از حجّيّت عامّ تخصيص خورده در باقى چيست ؟ ( اذا شككنا . . . حكم العامّ على اقوال ) .
ج : مىفرمايد : مقصود آن است ؛ وقتى شكّ مىكنيم در اينكه عامّ تخصيص خورده آيا شامل بعضى از افراد باقىماندهء از عامّ بعد از تخصيص مىشود تا حجّت در اين بعضى افراد باشد و آيا بايد به ظاهر عموم عامّ ، تمسّك كرد و اين بعض افراد كه شكّ در شمول عامّ تخصيص خورده نسبت به آن داريم را داخل در حكم عامّ كرد يا نه ؟ اقوال در حجّيّت