تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
613 - اشكال شده ؛ اگر « كلّ » باقى بر معنايش باشد ولى مدخولش در معناى مجازى استعمال شود آن‌وقت استعمال عام مخصّص در باقى افراد به نحو مجاز مىباشد ، بيان اين اشكال و جواب مصنّف چيست ؟ ( و لا معنى للقول . . . لا يوجب مجازا ) ج : مىفرمايد : اين مستشكل مىگويد : اگر مجاز در خود كلمهء « كلّ » نباشد ولى مدخولش در غير موضوع له يعنى در معناى مجازى استعمال شده است . زيرا مدخول « كلّ » يعنى لفظ « عالم » شامل همهء افراد اعمّ از فاسق و عادل مىشود ولى در « اكرم كلّ عالم الّا الفاسقين » شامل بعضى افراد يعنى علماى عدول مىشود و اين استعمال به نحو مجاز مىباشد . مصنّف مىفرمايد : مدخول الفاظ عموم مثل كلمهء « عالم » براى صرف طبيعت بدون لحاظ به افرادش وضع شده و ارادهء همهء افراد اين طبيعت يا بعض افراد اين طبيعت از دلالت لفظ ديگر مثل « كلّ » و بعض مىباشد . بنابراين ، اگر مدخول « كلّ » مقيّد شده و از آن ، فرد عادل اراده شود مثل همين مثال ، آن‌وقت مدخول « كلّ » در معنايى غير معناى خودش كه عبارت از ذاتى كه داراى علم بوده » استعمال نشده و ارادهء علماى عادل يعنى علمايى غير از علماى فاسق از دلالت مجموع قيد « الّا الفاسقين » و مقيّد « كلّ عالم » و از باب تعدّد دالّ و مدلول مىباشد . و به زودى در باب مطلق و مقيّد خواهد آمد ، تقييد مطلق موجب مجازيّت در كلمه و استعمال مجازى لفظ نمىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) - مثلا در « اعتق رقبة مؤمنه » كلمهء « رقبه » در موضوع له خودش استعمال شده و قيد « مؤمنه » تنها دائرهء شمول اين معنا را نسبت به افراد ، كمتر مىكند و هيچ‌كس هم نگفته اين استعمال به نحو مجاز مىباشد .