ب : استعمال عامّ تخصيص خورده در باقى افراد مطلقا حقيقت است . « 1 »
ج : تفصيل بين عامّى كه با مخصّص متّصل تخصيص خورده كه استعمالش در باقى افراد ، حقيقت بوده و با عامّى كه با مخصّص منفصل تخصيص خورده كه استعمالش در باقى افراد ، مجاز مىباشد . « 2 »
د : عكس تفصيل بالا . « 3 »
مصنّف مىفرمايد : حقّ در نزد ما عبارت از قول دوّم مىباشد . يعنى استعمال عامّ تخصيص خورده در بقيهء افراد مطلقا حقيقت است .
610 - منشأ توهّم قول به مجاز بودن استعمال عامّ مخصّص در باقى افراد چيست ؟ ( الدّليل انّ منشأ توهّم . . . فيكون الاستعمال مجازا )
ج : مىفرمايد : منشأ توهّم قائلين به مجاز بودن استعمال عام مخصّص در باقى افراد آن است كه گفتهاند : الفاظ عموم ، وضع شدهاند تا گسترهء مدخولشان را رسانده و دلالت كنند بر شمول مدخولشان نسبت به همهء افراد آن مدخول . بنابراين ، وقتى ارادهء بعض افراد از مدخول اين ادوات بشود ، يعنى اين الفاظ در غير موضوع له خودشان ، استعمال شده و
هامش
اماميّه شيخ طوسى در « العدة 1 / 307 » و محقّق حلّى در « معارج الاصول / 97 » و صاحب قوانين در « قوانين الاصول 1 / 261 » و صاحب معالم در « معالم الدين / 128 » .
( 1 ) - از عامّه : اصحاب شافعى و اصحاب ابو حنيفه بنا بر نقل از « العدّة 1 / 306 » و بعضى از حنابله بنا بر نقل آمدى در « الاحكام 2 / 330 » و از اماميّه : شيخ مفيد در « التّذكرة / 35 » و بسيارى از متأخرين مثل صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 335 » و محقّق نائينى در « فوائد الاصول 2 / 516 » .
( 2 ) - از عامّه : فخر رازى در « المحصول 1 / 400 و 401 » و قاضى باقلانى بنا بر نقل آمدى در « الاحكام 2 / 331 » و از شيعه نيز علامه حلّى در « مبادئ الوصول الى علم الاصول / 131 » .
( 3 ) - قائلى برايش ذكر نشده البته آمدى در « الاحكام 2 / 331 » پنج نظر ديگر را نيز نقل كرده است .