استعمال لفظ در غير موضوع له نيز استعمال مجازى مىباشد .
611 - نظر و جواب مصنّف به منشأ اين توهّم چيست ؟ ( هذا التّوهّم . . . خصوص العالم العادل فى المثال )
ج : مىفرمايد : اين توهّم با كمترين تامّلى دفع مىشود . زيرا در مخصّص متّصل مثل آنكه گفته شود : « اكرم كلّ عالم الّا الفاسق » اكرام كن هر عالمى مگر فاسقين را ، ادات عموم كه در اين مثال كلمهء « كلّ » بوده در معناى خودش كه شمول داشتن براى همهء افراد مدخولش بوده استعمال شده است ، نهايت آنكه ؛ مدخول الفاظ عموم گاهى يك لفظ بوده مثل « اكرم كلّ عادل » و گاهى بيش از يك لفظ بوده در كلامى كه به صورت تخصيص باشد . « 1 » بنابراين ، معناى تخصيص چنين مىشود ، مدخول لفظ « كلّ » در « اكرم كلّ عالم الّا الفاسقين » عبارت از كليهء افرادى كه لفظ عالم برآن صدق مىكند نبوده بلكه مدخولش عبارت از « عالم عادل » مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى همانطور كه در « اكرم كلّ عادل » لفظ « كلّ » در عموم وضع شده با آنكه دايرهء مدخولش شامل فاسقين نمىشود در « اكرم كلّ عالم الّا الفاسقين » استثناء دايرهء مدخول كلّ را محدود مىكند نه آنكه لفظ « كلّ » استعمال در بعض شده باشد .
( 2 ) - به عبارت ديگر ، چنان كه صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 335 » مىفرمايد : لفظ « كلّ » افادهء عموم نسبت به مدخولش مىكند حال در « اكرم كلّ عالم » عموم را نسبت به مدخولش يعنى همهء علماء اعمّ از فاسق و عادل افاده مىكند و در « اكرم كلّ عالم عادل » نيز نسبت به مدخولش يعنى همهء علماى عدول افاده مىكند و مىدانيم كه وصف و استثناء در اين زمينه جزء مخصّص متّصل مىباشند ، بنابراين ، در « اكرم كلّ عالم الّا الفاسقين » همانند آن است كه گفته شود : « اكرم كلّ عالم عادل » يا « اكرم كلّ عالم ان كانوا عادلين » و بيان ديگرى كه باز صاحب كفايه در ادامه فرمودهاند : استثناء از باب « ضيّق فم الرّكيّة » دهانهء چاه را تنگ بگير مىباشد . يعنى از ابتدا مدخول « كلّ » افراد محدودى بوده و به نظر ايشان در استثناى متّصل اصلا اخراج نيست بلكه مقيّد كردن موضوع مىباشد .