تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
612 - چگونه با وجود استعمال عام مخصّص در باقى افراد ، ولى الفاظ عموم به عموم خودشان باقى مىباشند . خلاصهء كلام مصنّف در اين زمينه چيست ؟ ( و امّا « كلّ » . . . و هو الشّمول ) ج : مىفرمايد : در مثال « اكرم كلّ عالم الّا الفاسقين » همان‌طور كه گفته شد ؛ كلمهء « كلّ » بر معناى موضوع‌له‌اش كه عبارت از عموم و شمول بوده باقى است و كلمهء « كلّ » در مثال ياد شده دلالت مىكند بر هر عادلى از علماء . دليل بر باقى بودن كلمهء « كلّ » بر معناى عموم خودش در مثال مذكور آن است ، اگر به جاى كلمهء « كلّ » كلمهء « بعض » گذاشته شده و گفته شود ، « اكرم بعض العلماء الّا الفاسقين » معنا درست نخواهد بود ، زيرا در اين صورت ، استثناء صحيح نمىباشد ، « 1 » همان‌طورىكه باز صحيح نيست اينكه گفته شود ؛ « اكرم بعض العلماء العدول » زيرا اين كلام دلالت بر تحديد موضوع نمىكند « 2 » آن‌طورى كه دلالت بر تحديد موضوع مىكند اگر لفظ « كلّ » و استثناء در همين كلام وجود داشته باشد . « 3 »
هامش
( 1 ) - زيرا اگر كلمهء « بعض » را بگذاريم و بگوئيم : « اكرم بعض العلماء » ديگر نمىتوانيم به دنبالش بگوئيم « الّا الفسّاق » زيرا استثناى فسّاق وقتى صحيح است كه مستثنى قبلا آن را شامل شده باشد و حال آنكه « بعض العلماء » مجمل است و معلوم نيست كه آيا « بعض العلماء » شامل علماى فاسق مىشده تا استثناء صحيح باشد يا شامل نمىشده كه استثناء هم صحيح نخواهد بود . ( 2 ) - يعنى بگوئيم : « اكرم بعض العلماء العدول الّا الفسّاق » زيرا مستثنى مجمل بوده و شمولش نسبت به غير عدول مسلّم و محرز نشده تا بتوان آن را تخصيص زده و مختصّ به علماى عدول كرد . ( 3 ) - يعنى تخصيص صحيح است و موجب تحديد و كم شدن دايرهء شمول مىشود وقتى لفظ « كلّ » آورده شود و بعد تخصيص زده شود . يعنى گفته شود : « اكرم كلّ العلماء العدول الّا الفاسقين » .