تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
من العامّ : مقصود از « العامّ » عامّ تخصيص خورده مىباشد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

608 - مقصود از اينكه استعمال عامّ در مخصّص ، مجاز بوده يا حقيقت ، چيست ؟ ( 3 - هل استعمال العامّ . . . او الحقيقة ) ج : مىفرمايد : در فصل قبلى گفتيم ؛ هر دو قسم مخصّص يعنى مخصّص متّصل و منفصل ، قرينه هستند بر اينكه متكلّم از لفظ عامّ ، افرادى غير از افراد خاصّ را اراده كرده است . يعنى مراد متكلّم از عامّ ، بعضى از افرادى است كه ظاهر عامّ ، شامل آن افراد مىشود . سپس اختلاف شده آيا استعمال عامّ در بعضى از افراد آيا به نحو مجاز بوده يا به نحو حقيقت مىباشد . « 1 » 609 - اقوال در استعمال عامّ تخصيص خورده در باقى افراد چه بوده و نظر مصنّف چيست ؟ ( و اختلف العلماء . . . اى انّه حقيقة مطلقا ) ج : مىفرمايد : اقوال بسيار است . « 2 » الف : استعمال عامّ تخصيص خورده در باقى افراد مطلقا مجاز است . « 3 »
هامش
( 1 ) - مثلا در « اكرم كلّ عالم الّا الفاسقين » كلمهء « عالم » موضوع‌له‌اش شامل عالم فاسق و عادل مىشود ولى استثناء سبب شده تا فقط علماى عدول از آن اراده شود . حال آيا اين استعمال ، استعمال در غير موضوع له و به نحو مجاز بوده يا استعمال در موضوع له و به نحو حقيقت مىباشد ؟ ( 2 ) - تمامى اقوالى كه ذكر خواهد شد در صورتى است كه مخصّص ، مجمل نبوده و مبيّن باشد . ( 3 ) - يعنى اعمّ از اينكه تخصيص با مخصّص متّصل بوده يا با مخصّص منفصل باشد . از عامّه مثل ابو على و ابو هاشم و گروهى از معتزله در « المستصفى 2 / 54 » و غزالى و آمدى در « الاحكام آمدى 2 / 332 » و ابن حاجب در « منتهى الوصول و الأمل / 106 » و بيضاوى در « نهاية السئول 2 / 394 » و از
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 272 | حسن سيد اشرفى