هيچ فرقى با هم ندارند .
ب : ما به الامتياز اين دو در اين است ؛ در مخصّص متّصل ، ظهور كلام از ابتدا در خصوص است و براى عموم هيچ ظهورى مگر در خصوص منعقد نمىشود . « 1 » ولى در مخصّص منفصل ، ابتدا براى عام ، ظهورى ابتدايى در عموم منعقد مىشود « 2 » ولى خاصّ از آنجا كه دلالتش نضّ يا اظهر نسبت به عام بوده ، مقدّم برآن شده و ظهورش را منصرف به غير افراد خاص مىكند . « 3 »
606 - دليل و سرّ در نحوهء انعقاد ظهور كلام و اختلاف مخصّص متّصل با مخصّص منفصل در اين مورد چيست ؟ ( و السرّ فى ذلك . . . حسب دلالة المخصّص المتّصل )
ج : مىفرمايد : براى كلام اعمّ از عامّ و غير عامّ ، ظهورى منعقد و مستقرّ نمىشود مگر آنكه
هامش
( 1 ) - يعنى ظهور « اكرم العلماء الّا الفسّاق منهم » از ابتدا در علماى عادل مىباشد . چنانچه ظهور « اكرم كلّ عالم عادل » نيز از ابتدا در علماى عادل بوده و مولى از ابتدا ارادهء علماى عادل را نموده است .
( 2 ) - مثلا وقتى مولى مىفرمايد : « اكرم العلماء » يا « اكرم كلّ عالم » براى اين كلام ظهورى منعقد مىشود در همهء افراد عالم اعمّ از عادل و فاسق ، ولى وقتى « لا تكرم الفسّاق من العلماء » صادر مىشود ، به عنوان دليل خاصّ ، كاشف از ارادهء مولى شده و ظهور ابتدايى را منصرف به غير افراد خاصّ يعنى منصرف به علماى عدول مىكند .
( 3 ) - در تقديم خاص بر عامّ دو مبنا وجود دارد :
الف : به دليل اقوى بودن خاصّ نسبت به عام به دو جهت : 1 - خاصّ ، نصّ است نسبت به عام 2 - خاصّ ، اظهر از عامّ است . چنان كه مبناى صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 336 » بوده و مصنّف نيز همين مبنا را اختيار كرده است .
ب : بناء عقلاء بر تقديم خاصّ بر عامّ مىباشد اعمّ از اينكه خاصّ دلالتش قوىتر باشد مثل آنجايى كه دلالت خاصّ دلالت منطوقى كلام باشد يا قوىتر نباشد مثل آنكه دليل خاصّ ، مفهوم يك كلام بوده و عامّ ، منطوق كلام باشد . چنان كه محقّق نائينى در « فوائد الاصول 2 / 517 » اين مبنا را دارد و بيانشان نيز اين است كه عرف ، دليل خاصّ را قرينه بر ارادهء جدّى مولى مىداند .